دانلود پایان نامه

بلكه اين برهان در قالب سنتي و منطق جديد نيز مورد بررسي قرار ميگيرد:
1-1-2. قرائت سنتي از برهان صديقين: در اين بحث حائري يزدي به بيان تقرير سينوي و صدرايي برهان صديقين ميپردازد.
1. تقرير ابن سينا از برهان صديقين
ابن سينا درباره اين برهان ميگويد: مفهوم وجود يك مفهوم مشترك واحد است. او اين مفهوم واحد را به دو قسم ترديديه واجبالوجود و ممكنالوجود تقسيم ميكند. اگر وجود، واجبالوجود باشد فهوالمطلوب. اما اگر ممكن باشد چون در معني ممكن، واجب نهفته است و ممكن با نظربه ذات نسبتش با وجود و عدم مساوي است پس بايد واجبي باشد كه آن را از حالت تساوي امكان، به ضرورت وجود بياورد. پس واجبالوجود بالضروره موجود است. اين ضرورت بهتعبير ابنسينا ضرورت مطلقه است؛ يعني ازآن خود وجود است نه ازآن ماهيت (حائري يزدي، 1361الف: 66-47). در اين تقرير «ما از تقسيم وجود به واجبالوجود و ممكنالوجود ميتوانيم به واجبالوجود برسيم و اين است معني آيه كريمه شهد الله انه لا الا هو» (حائري يزدي، 1361الف: 170).
بهاعتقاد حائري يزدي ازآنجاكه مقصود از هستي در مقسم اين تقسيم، «مطلق هستي» است، لذا از خصوصيات اينگونه تقسيم فراگير و منطقي هستي، علاوه بر حصر، واقعي و غيرمجردبودن آن، فرم منطقي آنست كه بهصورت منفصله حقيقيه ميباشد كه هم مانعةالجمع است و هم مانعةالخلو(حائري يزدي، 1360ب: 52-49). وي در اين مورد ميگويد:
ابنسينا در برهان صديقين از نفس تقسيم منطقي خود وجود واجبالوجود را بهدست ميآورد و ميگويد يا وجود واجبالوجود است و يا ممكنالوجود، و اينگونه تقسيم بر سبيل منفصلة حقيقيه است، نميشود شيئي وجود داشته باشد كه هم ممكنالوجودبالذات باشد و هم واجبالوجودبالذات، زيرا جمع بين اين دو، تناقض است. همچنين نميشود كه وجودي نه واجبالوجود باشد و نه ممكنالوجود. البته ممكن است چيزي محال و ممتنع باشد. ولي شيءِ محال و ممتنع وجود ندارد، صحبت ما بر سر شيء موجود است نه محال و ممتنع. اگر موجودي كه فرض كرديم، واجبالوجود باشد، فنعمالمطلوب. پس واجبالوجود كه مطلوب اين برهان است، ثابت است. و اگر ممكنالوجود باشد، بازهم واجبالوجود در نهاد ممكن الوجود ثابت است(حائري يزدي، 1361الف: 169).
ازنظر حائري يزدي مشكل بنيادي و دليل نافرجامي تقرير سينوي برهان صديقين اين است كه، در آن ابنسينا با طرح دور و تسلسل در چارچوب پديدههاي امكاني، از برهان صديقين به برهان دور و تسلسل تغيير موضع داده است (حائري يزدي،1360ب:56). درحاليكه «مراجعه به امكان و دستاندازي به دور و تسلسل در حقيقت خروج از سازمان بنيادي و نشانة عجز دليل صديقين است، چه اين دليل از آغاز امر براساس اين استوار شده كه هرگز از نهاد وجود بحت و بسيط تجاوز ننمايد و تنها از منطق وجود بهمبدأ وجود دست يابد»(حائري يزدي، 1360 ب:71).
ايشان با مطرحكردن تقرير سينوي برهان صديقين در قالب فلسفه تحليلي درصدد رفع ضعف برهان برآمده است. بهاينصورتكه ما ميتوانيم از بررسي و تحليل در رابطه منطقي ممكنالوجود بهعنوان يكي از طرفين منفصله به قضيه «شرطيه لزوميه» رهنمون شويم. در قضيه «شرطيه لزوميه» به جاي رابطه عناد ميان وجود ممكن و وجود واجب، رابطه تضمن و لزوم برقرار است. بهاينصورت:
«قياس منفصله حقيقيه: هستي يا واجب بالذات است يا ممكن بالذات است.
استثنائي: مقدمه استثنائي: لكن هستيهاي طبيعت با مشخصات تجربي خود واجببالذات نيستند.
انفصالي نتيجه قياس: پس هستيهاي طبيعت ممكنبالذاتاند.
قياس شرطيه لزوميه: اگر هستيهاي طبيعت ممكنبالذاتاند پس هستي واجب با هستيهاي ممكن موجود است.
استثنائي: مقدمه استثنائي: لكن هستيهاي طبيعت ممكن بالذاتاند.
اتصالي نتيجه قياس: پس هستي واجب با هستيهاي ممكن موجود است»(حائري يزدي، 1360ب:64-63).

2. تقرير صدرالمتألهين از برهان صديقين:
بنابر نظر حائري يزدي، در تعبير صدرايي حقيقت وجود، حقيقت واحدي است كه مانند نور ظاهر بذاته و مظهر لغيره و داراي مراتب تشكيكي است. بهاينصورتكه يك وجود واحد است كه در يك مرتبه ظهور عقلاني، در يك مرتبه ظهور نفساني و در يك مرتبه مادون ظهور طبيعي دارد. كثرت تشكيكي وجود بههيچوجه منافي با وحدت آن نيست. وقتي پرتوي از وجود در عالم محسوس ظاهر بذاته و مظهر لغيره است، در مراتب مافوق وجود يعني صرفالوجود هم اينگونه خواهد بود. صرفالوجود، حقيقت وجود است كه شامل تمام مراتب وجود و فاقد غير وجود است، صرفالوجود يا مستغني از غير است يا مفتقر به غير. اگر مستغني از غير باشد، واجبالوجود است و اگر مفتقر به غير باشد، ممكنالوجود است. در تعبير صدرايي برهان صديقين، مراد از ضرورت در قضيه «الوجود بالضروره موجود است» ضرورت ازليه و امكاني كه در مقابل اين ضرورت است امكان فقريست (حائري يزدي، 1361الف:57 -51). بهاينمعناكه:
هرچه هست يا خود اوست يا از خود اوست و چون «از» به گونة استقلال قابل تعقل نيست پس سراسر هستي تنها او است. و هيچ چيزي جز «او» نيست. زيرا هيچ چيزي را جز «او» نميتوان به حكم بودن محكوم نمود چه اگر چيزي محكوم به حكم بودن باشد، آن چيز مستقل در هستي خواهد بود و هيچ چيز جز «او» مستقل در هستي نيست. و حقيقت «از» بهصورت استقلال قابلتعقل و حتي قابلتخيل نيست(حائري يزدي،1361الف:302).
طبقنظر حائري يزدي برهان صديقين را به اين دليل كه از خود وجود به واجبالوجود ميرسد برهان وجودي ميگويند(حائري يزدي، 1361الف:66). همتاي برهان صديقين اس
لامي، برهان وجودي آنسلم است كه نقاديهاي كانت و ديگر فلاسفه جديد آن را نافرجام ساخته است(حائري يزدي، 1360ب:72). وي درخصوص وجه برتري برهان صديقين ميگويد:
خوشبختانه بنيادريزي دليل صديقين فلسفه اسلامي آن نواقص زيربنائي دليل وجودي آنسلم را از بدو امر هم نداشته است كه نتوان آنرا از حالت «جدليالطرفين» بيرون آورده و بهصورت يك قياس برهاني نوسازي كرد(حائري يزدي،1360ب:73).
2-1-2. برهان صديقين به روش منطق جديد: حائري يزدي در كتاب هرم هستي بااستفاده از جدول صدق در منطق جديد و براساس منطق رياضي، صدق منطقي برهان صديقين را اثبات ميكند(حائري يزدي، 1361الف:46 ). قضيه اول، منفصله حقيقيه ترديديه است:
1) وجود واجب الوجود است (p)
2) وجود ممكن الوجود است (q)
3) وجود يا واجب الوجود است يا ممكن الوجود(pvq)
باتوجهبه ارزش منطقي منفصله كه اجتماع و ارتفاع در صدق محال است، چهار احتمال پيدا ميكنيم.
(pvq)
q
p
O
I
I
O
I
O
I
O
I
I
O
O

احتمال صدق: O
احتمال كذب:I

قضيه دوم شرطيه لزوميه است: اگر اين چنين است كه وجود ممكنالوجود باشد، ممكنالوجود با ملازمه عقلي و منطقي مستلزم واجبالوجود است، چون وجود واجب در نهاد وجود ممكن است و تا واجبالوجود نباشد ممكن تحقق نمييابد. صورت رياضي قضيه (q→p) و ارزش منطقي آن اين است كه صدق و كذبش مستلزم صدق و كذب طرفين (مقدم و تالي) آن نيست.
(q→p)
q
p
I
I
O
I
I
O
I
O
I
I
O
O

(p&q)
q
p
I
O
O
O
I
O
I
O
I
I
O
O
قضيه سوم: مركبه است. صورت رياضي اين قضيه را بهصورت (p&q) نشان ميدهيم. ارزش منطقي قضيه مركبه اين است كه بايد هر يك از دو طرف قضيه صادق باشد تا مجموعه هم صادق باشد. در منطق صورت، منفصله حقيقيه را بهعنوان صغري با مشروطيه لزوميه بهعنوان كبري تركيب ميكنيم تا به اين نتيجه برسيم كه «پس واجبالوجود موجود است».

در آخرين ستون جدول فوق، زير قضيه p تماماً علامت صدق ترسيم شده است پس «واجب الوجود موجود است» (حائري يزدي،1361الف:46).

P
[(pvq)&(q→p)]→
q→p
pvq
q
p
I
I
I
I
O
I


دیدگاهتان را بنویسید