منابع و ماخذ پایان نامه نگرش به برند، ارزش درک شده، بورس اوراق بهادار

زودتر به علائم تجاري خود پايان دهند.

۴٫ مطالعه وربيک و وانگ۲۰۳ (۲۰۱۳) در مقالهاي با عنوان، “بهتر از اصل؟ موفقيت نسبي صندوقهاي مقلّد”، به بررسي عملکرد استراتژيهاي ماليِ سواري مجاني۲۰۴ ميپردازد. در اين مقاله صندوقهاي مقلّدي بهطور فرضي، براي بررسي عملکرد استراتژيهايي (بهاصطلاح سواري مجاني) که موجب تقليد از داراييهاي افشا شده صندوقهاي مشترک سرمايهگذاري فعال ميشود، درنظر گرفته شدند. بهطور ميانگين، با در نظر گرفتن هزينهها و مخارج معامله، صندوقهاي مقلّد قادرند تا عملکرد قابل قياسي با صندوقهاي مشترک مورد هدف و مورد نظرشان داشته باشند. همچنين موفقيت نسبي اين صندوقهاي مقلّد، بهطور قابل ملاحظهاي بعد از سال ۲۰۰۴، هنگاميکه کميسيون بورس اوراق بهادار مقرراتِ افشا (اطلاعات در مورد دارايي) را در مورد تمامي صندوق مشترک سرمايهگذاري بهطور فصلي مطرح کرد، افزايش يافت. نتايج همچنين نشاندهندهي پراکندگي مقطعي اساسي در عملکرد نسبي صندوقهاي مقلّد ميباشد. استراتژي سواري مجاني در مورد پرتفوهايي که بهوسيله صندوق موفق گذشته افشا ميشود ميتواند عملکرد قابل ملاحظه بهتري از مخارج و هزينه معامله را نسبت به اکثر صندوقهاي مشترک سرمايهگذاري ايجاد کند (گاهي اوقات استفاده از اين استراتژي عملکرد بهتري را براي صندوقهاي مقلّد نسبت به خود صندوقهاي مشترک سرمايه گذاري ايجاد ميکند). نتايج نشاندهندهي آن است که سواري مجاني از داراييهاي افشاشده صندوقها يک استرتژي جذابي است و همچنين نشاندهندهي اين موضوع است که صندوق مشترک سرمايهگذاري از افشا اطلاعاتشان رنج ميبرند و متضرر ميشود.

۵٫ مطالعه يانگ و هيلند۲۰۵ (۲۰۱۳) در مقالهاي با عنوان “شباهت در مالکيتها و ادغامهاي برون مرزي: تقليد، عدم اطمينان و تجربه در ميان شرکتهاي چيني، ۱۹۸۵-۲۰۰۶″، مفاهيمي را براي تئوري و پژوهش در مالکيت و ادغام برون مرزي و تقليد و همچنين شرکتهاي چند مليتي از اقتصادهاي در حال ظهور را فراهم ميکند. در اين مقاله، در جستجوي عوامل مؤثر بر فرايند تصميمگيري مالکيتها و ادغامهاي برونمرزي۲۰۶، بحث هم شکلي تقليدي۲۰۷ مطرح ميشود تا موارد زير مورد بررسي قرار بگيرد؛ (۱) آيا شرکتها از بازارهاي درحال ادغام، از يکديگر تقليد ميکنند و در تصميمگيريهاي متعدد مالکيتها و ادغامهاي برونمرزي مشابه ميشوند؛ و (۲) چه عواملي بر قدرت همشکلي تقليدي تأثير ميگذارد. منبع اصلي دادههاي پژوهش توسط شرکت مالي تامسون فراهم شد و توسط نرم افزار SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. با شروع ۱۵۸۰ مالکيت و ادغام برون مرزي توسط ۹۳۷ شرکت چيني طي سالهاي ۱۹۸۵-۲۰۰۶ ، آشکار شد که همشکلي تقليدي در مالکيتها و ادغامهاي برون مرزي بهصورت جزئي توسط شرکتهاي چيني پشتيباني ميشود. نتايج نشان ميدهد که تمام تصميمگيريهاي مالکيت و ادغام برون مرزي با شيوهي يکسان به نيروي تقليد واکنش نشان نميدهند. در نهايت، نيروي هم شکلي تقليدي، با بيثباتيهاي محيطي تقويت اما توسط شرکتهاي خود تجربه اندوز تضعيف ميشود.

۶٫ ون هورن و پيترز (۲۰۱۲) در مقالهاي با عنوان “زمانيکه تقليدکنندگان با شباهت بالا متضرر ميشوند و تقليدکنندگان با شباهت متوسط متوسط سود بهدست ميآوردند؛ تأثير ارزيابي تطبيقي”، به بررسي اين موضوع ميپردازند که ارزيابي از تقليدکنندگان مشابهتر به برند اصلي، به چهصورت است. سه مطالعهي تجربي به بررسي اين ايده ميپردازد که ارزيابي تقليدکنندگان بهطور فزايندهاي به درجهي شباهت با برند و به حالت ارزيابي مصرفکنندگان بستگي دارد. سه مطالعه با استفاده از نمونههايي از دانشجويان و مصرفکنندگان معمولي، برندهاي متني (نام برند) و تصويري (طرح بستهبندي) و دستههاي مختلف از محصولات و برند اصلي انجام شد. مطالعات باآزمون ANOVA مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند و نتايج نشان داد که ارزيابي تقليدکنندگان و همينطور درجهي شباهت به برند، شديدا به حالت ارزيابي مصرفکننده بستگي دارد. علاقه و تمايل به برند مقلّد تنها زمانيکه ارزيابي غيرتطبيقي بود بهطور همزمان با درجهي بالايي از شباهت افزايش پيدا کرد. در مقابل، زمانيکه ارزيابي تطبيقي بود و تقليد آشکارا با برند اصلي مقايسه شد، تقليدکنندگان با شباهت بيشتر نسبت به تقليدکنندگان با شباهت متوسط کمتر بهطور مثبت ارزيابي شدند.

۷٫ مطالعه اولسن۲۰۸ (۲۰۱۲) در مقالهاي با عنوان “استنتاج عرضهکنندهي کالا بهمنظور افزايش درک برچسب اختصاصي”، بررسي ميکند که چگونه باور مصرفکنندگان در مورد مبدأ و منشأ برچسبهاي اختصاصي۲۰۹ برند توليد کننده ممکن است تمايل درونيشان را افزايش دهد. اين موضوع با آزمايش اثر بخشي دو تاکتيک خرده فروشي کنترل شده که تشابه مشخصات و يافتن منابع استنباط در مورد برچسبهاي خصوصي را ايجاد ميکند و درجهاي که اين استنتاج شکاف ادراکي بين برچسبهاي خصوصي و برندهاي توليدي مورد هدف را پر ميکند مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار گرفت. ۲۴۳ شهروند نروژي در مطالعه شرکت داده شدند. مطالعه با آزمون ANOVA مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و نتايج نشان داد که برچسب اختصاصي بستهبندي برند مقلّد و ترغيب۲۱۰ که تاکتيکهاي برند توليدکننده را مقايسه ميکنند براي ايجاد چنين استنباط و کاهش شکاف ادراکي به طور قابل توجهي يافت ميشوند، در حاليکه نگرش خرده فروش را نيز بهبود ميبخشد.
۸٫ مطالعه ون هورن و پيترز (۲۰۱۲) در مقالهاي با عنوان “ارزيابي مصرفکنندگان از برندهاي مقلّد؛ پيامد نوع تقليد”، به بررسي و ارزيابي انواع تقليد (تقليد از مضمون و تقليد
ا
ز ويژگيهاي ظاهري) از نگاه مصرفکننده پرداختند. براي بررسي اين ايده که نوع تقليد بر ارزيابي تقليد تأثير ميگذارد و بررسي فرايند رواني اين اثر، ۳ مطالعه انجام شد. با استفاده از محرکهاي کلامي۲۱۱(نام برند، مطالعه ۱)، محرکهاي بصري۲۱۲ (بستهبندي برند، مطالعات ۲ و ۳)، دستهبندي محصولات مختلف اين پيشبينيها انجام شده است. مطالعات با آزمونANOVA مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند و نتايج نشان داد که مصرفکنندگان تقليد از ويژگي ظاهري را نابخشودني تلقي ميکنند که باعث واکنش به برند مقلّد ميشود.

۹٫ مطالعه سنتيل ناتهان و طارمي۲۱۳(۲۰۱۱) در پژوهشي با عنوان “بررسي رابطه ارزش ويژه برند و قصد خريد”، ارزش ويژه برند را بهعنوان يک متغير مستقل و قصد خريد محصول را بهعنوان يک متغير وابسته در نظر گرفتند و سعي در بررسي ارتباط بين اين دو متغير بين برندهاي منتخب صابون بچه نمودند. دادهها از طريق شناسايي ۷۸۳۰ خانواده در بخشي از سريلانکا و انتخاب ۲۰۰ خانواده بهطور تصادفي توسط پرسشنامه با سؤالهاي بسته جمعآوري شد. و با استفاده از ضريب همبستگي ارتباط ميان اين دو متغير مورد سنجش قرار گرفت. نتيجه اين پژوهش بيانگر ارتباط بسيار قوي بين ابعاد ارزش ويژه برند (آگاهي به برند، وفاداري به برند، تداعي برند، کيفيت ادراک شده از برند) و قصد خريد محصول وجود مي باشد؛ به اين صورت که کيفيت ادراک شده از برند بالاترين نمره و تداعي برند پايين ترين نمره را در اين پژوهش به خود اختصاص دادند.

۱۰٫ مطالعه نيام و کاشيک۲۱۴(۲۰۱۱) در مقالهاي با عنوان “تأثير ارزش ويژه برند بر قصد خريد مشتري” با توجه به رقابت شديد در صنعت خودروسازي، بر روي برندهاي اين صنعت در هند تمرکز نمودند. هدف اين مقاله، روشن کردن ابعاد ارزش ويژه برند (آگاهي برند، تداعي برند، کيفيت ادراک شده، وفاداري برند، دارايي برند) براي بازاريابان جهت جذب و حفظ مشتريان ميباشد. دادههاي اين پژوهش از پرسشنامهاي که داراي سؤالهاي باز و بسته ميبود از ۱۳۰ پاسخ دهنده جمعآوري شد و در جهت رسيدن به اهداف تحقيق يعني شناسايي فاکتورهاي تأثيرگذار ارزش ويژه برند بر قصد خريد از نرمافزار SPSS استفاده شد که نتيجه بيانگر تأثير ابعاد ارزش ويژه برند بر قصد خريد مشتري بود و البته در اين پژوهش تاکيد شد که شرکتها بايد بر ايجاد وفاداري مشتري تمرکز نمايند.

۱۱٫ مطالعه حسين شاه و همکاران۲۱۵(۲۰۱۲) در مقالهاي با عنوان “بررسي تأثير ابعاد برندها بر قصد خريد مصرفکننده” به بررسي ترکيب تصوير برند، نگرش به برند۲۱۶ و دلبستگي به برند۲۱۷ و تأثير اين فاکتورها بر قصد خريد مصرفکنندگان پرداختند. همچنين در اين تحقيق پيشامدهاي محيطي۲۱۸ بهعنوان عاملي که بر فرم دادن قصد خريد مصرفکننده مؤثر است در نظر گرفته شد. دادههاي تحقيق بهوسيله نمونهگيري غيراحتمالي از ۱۵۰ پرسشنامه که توسط مصرفکنندگان سيگار شرکت تنباکو پاکستان۲۱۹(PTC) پرشده بود، در پاکستان جمعآوري شد و توسط نرم افزار SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. نتيجه تحقيق بيانگر اين موضوع بود که تصوير برند که برگرفته از ترجيح و آگاهي برند بود و نگرش به برند تأثيري مثبت بر قصد خريد مشتريان دارند. از طرفي نتايج نشان داد دلبستگي به برند که تلفيقي از رضايت و اعتماد به برند بود، اثر معناداري بر قصد خريد ندارد و همچنين در آخر اشاره شد که پيشامدهاي محيطي همچون سياستهاي دولت تأثيري منفي بر قصد خريد مشتريان دارد.

۱۲٫ مطالعه شهارودين و همکاران۲۲۰(۲۰۱۰) در مقالهاي با عنوان “قصد خريد مواد غذايي ارگانيک: درک و بازنگري ارزش” و با هدف شناسايي و اندازهگيري عوامل مؤثر بر قصد خريد، به بررسي چهار فاکتور آگاهي، ارزش درک شده، مفهوم ايمني مواد غذايي، عامل مذهب و تأثير اين عوامل بر قصد خريد در مالزي پرداختند. دادههاي اين پژوهش با پرسشنامهاي که براساس طيف ليکرت طراحي شده بود، جمعآوري و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت. نتيجه اين پژوهش اين بود که آگاهي بهداشتي و ارزش درک شده تأثيري قابل توجه بر قصد خريد دارد اما ايمني مواد غذايي و عامل مذهب تأثير خيلي کمي بر قصد خريد مواد غذايي حلال غذايي ارگانيک دارند.

۱۳٫ مطالعه هرمن و همکاران۲۲۱ (۲۰۱۰) در مقالهاي با عنوان “تأثير تقليد بر فروش – شواهدي از آزمايشات ميداني و آزمايشگاهي”، به اين موضوع اشاره دارند که مشاهدهي يک يا چند نفر در حال مصرف يک محصول هستند، ميتواند خريدار را نيز، به مصرف محصول سوق دهد. شواهدي که از تقليد مصرف ناخودآگاه و غير عمدي (به صورت خودکار) حمايت ميکند، نشان ميدهد که آن يک پديده فراگير و قوي است. با اين وجود، تا به حال، اکثر يافتهها دربارهي منشأ تقليد از مطالعات آزمايشگاهي است. با استفاده از يک مطالعهي ميداني ۲۵۰۷ مسافر مورد بررسي قرار گرفتند و نتايج ۳ مطالعه، با استفاده از تحليل واريانس ANOVA مورد بررسي قرار گرفت. پژوهش حاضر نشان ميدهد که مسافران در قطار از رفتار مصرف ديگر مسافران تقليد ميکنند. در دو مطالعهي آزمايشگاهي ديگر نشان ميدهد که تقليد از مصرف در مکاني که مردمِ بيشتري با مصرفِ بيشتر و رفتارِ مصرف مداوم و شديدتري باشند به مراتب، بيشتر خواهد بود.

۱۴٫ مطالعه ميسلي و پيترز۲۲۲ (۲۰۱۰) در مقالهاي با عنوان “کم و بيش يکسان بهنظر رسيدن؛ شناسايي شباهت بصري درک شده بين برندهاي تقليدکننده و برندهاي اصلي”، به بررسي اين موضوع ميپردازند که چه شرايطي به درک شباهت بين برند مقلّد و برند اصلي کمک ميکند. با تجزيه و تحليل مح
صولات و کشورهاي مختلف در ۲ مطالعهي تجربي، توسط آزمون ANOVA، مشخص شد که استراتژي تقليد (تقليد کردن از ويژگي ظاهري در مقابل تقليد کردن از مضمون) و طرز فکر مصرفکننده (تمرکز بر ويژگي۲۲۳ در مقابل تمرکز بر وابستگي۲۲۴) براي تعيين شباهت درکشده با هم تعامل دارند. مصرفکنندگان با طرز فکر وابستگي تقليد از مضمون را نسبت به مصرفکنندگان با طرز فکر ويژگي، شبيهتر به برند اصلي دريافتند.

۱۵٫ مطالعه چانگ و همکاران۲۲۵ (۲۰۱۲) در مقالهاي با عنوان “بررسي نوآوري محصولات تقليدي و مشخصهي موقعيت خريد مصرفکننده” به بحث و بررسي عوامل خريد و همچنين پذيرش و امتناع تلفنهاي همراه جعلي در مصرفکنندگان از طريق مصاحبه و دادههاي ثانويه پرداخته است. اينکه چرا تلفنهاي همراه جعلي۲۲۶، با تواناييهاي کم ميتواند فضاي کوچک در بازار گوشي در حال ظهور را بهدست بياورد؟ آيا تصوير برند بر تلفنهاي همراه جعلي تأثير ميگذارد؟ دادهها از طريق مصاحبه و دادههاي ثانويه

Leave a Reply

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *