رشته علوم اجتماعی گرایش پژوهش علوم اجتماعی بررسی تأثیر عوامل محیط …

سطح تحلیل
سطوح تحلیل در موضوعات و پدیدههای انسانی به سه دسته تقسیم نمود که شامل، خُرد، کلان و میانه. سطح خرد مانند افراد و خانواده و غیره که در این تحقیق به این دلیل که افراد، واحد تحلیل تحقیق می‏باشند، تحقیق حاضر در سطح تحلیل خُرد قرار دارد.
تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرهای مورد بررسی
سلامت اجتماعی
جدول ۳-۲ تشکیلات مفیدی از راههای مختلفی که ساختار سلامت اجتماعی اندازهگیری شده است را فراهم میکند. ازلحاظ نظری، سلامت اجتماعی ریشه در ادبیات جامعه‌شناسی ناهنجاری و بیگانگی اجتماعی دارد؛ اما مطابق مدل سلامت، فقدان ناهنجاری و بیگانگی اجتماعی، دلیل کافی برای وجود سلامت اجتماعی جامعه نیست. کییز در یک تحلیل عاملی گسترده، یک مدل ۵ بعدی قابل‌سنجش از سلامت اجتماعی ارائه داد. طبق این ابعاد فرد سالم ازنظر اجتماعی زمانی عملکرد خوبی دارد که اجتماع را به‌صورت یک مجموعه معنادار، قابل‌فهم و دارای نیروهای بالقوه برای رشد و شکوفایی بداند. این مقیاس جدید با مقیاسهای سلامت اجتماعی بین فردی (مثل پرخاشگری و حمایت اجتماعی) و سطح اجتماعی (مثل فقر و جایگاه اجتماعی) تفاوت دارد (کییز و شاپیرو، ۲۰۰۴: ۳۵۲).
ساختارهای سلامت اجتماعی با توجه به سطوح تحلیل و پیوستار اندازه‌گیری

پیوستار سطوح تجزیه‌وتحلیل
اجتماعی میان فردی فردی
منفی میزان ‌قدرت- خودکشی و بزه‌کاری پرخاشگری و خشونت بی‌هنجاری و ازخودبیگانگی
مثبت سرمایه اجتماعی و تأثیر جمعی مبادله انواع حمایت اجتماعی و اعتماد اجتماعی ابعاد اجتماعی سلامت کییز

منبع: (کییز و شاپیرو، ۲۰۰۴: ۳۵۳)
بر اساس این جدول کییز در سطح تحلیل فردی ۵ شاخص را برای بررسی سلامت اجتماعی پیشنهاد میکند که عبارت است از:
۱- شکوفایی اجتماعی[۷۲]: منظور این است که جامعه به شکل مثبت در حال رشد است. فکر کردن به اینکه جامعه پتانسیل رشد به شکل مثبت را خواهد داشت و می‌تواند این توانمندی را به شکل بالفعل درآورد. «شکوفایی اجتماعی عبارت از ارزیابی توان بالقوه مسیر تکامل اجتماع است و باور به اینکه اجتماع در حال یک تکامل تدریجی است و توانمندی‌های بالقوه‌ای برای تحول مثبت دارد که از طریق نهادهای اجتماعی و شهروندان شناسایی می‌شود. افراد سالم در مورد شرایط آینده جامعه امیدوار و قادر به شناسایی نیروهای جمعی هستند و معتقدند که خود و سایر افراد از این نیروها و تکامل اجتماع سود می‌برند» (عبدالله تبار و همکاران، ۱۳۸۸: ۱۷۶). بر این اساس شهروندی که در جامعه از این رشد برخوردار باشد، باور دارد که خود سازنده سرنوشت خویش و دیگران هست. پس خود را در حال تحول مستمر و دارای نیروهای بالقوه می‌داند که تلاش می‌کند تا این نیروها را شکوفا سازد. بنابراین افرادی که واجد این سطح مطلوب از بعد سلامت اجتماعی هستند به وضعیت کنونی و آینده امیدوارترند و معتقد بر این هستند که دنیا مکانی به مکانی بهتر برای همه افراد تبدیل خواهد شد.
۲- همبستگی (انطباق) اجتماعی[۷۳]: درک کیفیت، سازمان‌دهی و عملکرد دنیای اجتماعی در این بُعد موردنظر است. شهروند سالم ازنظر اجتماعی سعی می‌کند تا در مورد دنیای اطراف خود اطلاعات بیشتری داشته باشد تا خود را بتواند با دیگران که همان جامعه و خارج از او هستند تطبیق دهد، درواقع نام دیگر این بعد همان انطباق اجتماعی است. در این بُعد «اعتقاد به اینکه اجتماع قابل‌فهم، منطقی و قابل پیش‌بینی است. افرادی که ازنظر اجتماعی سالم‌اند نه‌تنها درباره نوع جهانی که در آن زندگی می‌کنند، بلکه همچنین راجع به آنچه اطرافشان رخ می‌دهد علاقه‌مند بوده و احساس می‌کنند قادر به فهم وقایع اطرافشان هستند. این مفهوم در مقابل بی‌معنایی در زندگی است و در حقیقت درکی که فرد نسبت به کیفیت، سازمان‌دهی و اداره دنیای اجتماعی اطراف خود دارد» (کییز و شاپیرو،۲۰۰۴: ۷).
۳-پذیرش اجتماعی[۷۴]: این بعد از سلامت اجتماعی اشاره به این می‌کند که پذیرش دیگران نسخه اجتماعی پذیرش خود می‌باشد. درواقع «افرادی که نگرش مثبتی به شخصیت خود دارند و جنبه‌های خوب و بد زندگی را توأمان می‌پذیرند افراد دارای سلامت روانی و اجتماعی هستند. منظور از پذیرش اجتماعی درک فرد از جامعه با توجّه به خصوصیات سایر افراد است. پذیرش اجتماعی شامل پذیرش دیگران، اعتماد به خوب بودن ذاتی دیگران و نگاه مثبت به ماهیت انسان‌هاست که همگی آن‌ها باعث می‌شود فرد در کنار سایر اعضای جامعه انسانی احساس راحتی کند. کسانی که دیگران را می‌پذیرند به این درک رسیده‌اند که افراد به‌طورکلی سازنده هستند. همان‌گونه که سلامت روانی شامل پذیرش خود می‌شود، پذیرش دیگران نیز در جامعه می‌تواند به سلامت اجتماعی بیانجامد» (هزارجریبی و همکار،۱۳۹۱: ۳۱۵).
۴- مشارکت اجتماعی[۷۵]: در مشارکت اجتماعی افراد احساس می‌کنند که چیزی باارزشی برای عرضه به اجتماع دارند، شهروندان تصور می‌کنند که در فعالیت روزمره‌شان به‌واسطه اجتماع باارزش شمرده می‌شود. هالبواکس[۷۶] در تعریف مشارکت اجتماعی بیان می‌کند که «درگیری ارزش‌های جام

برای دانلود فایل متن کامل پایان نامه به سایت 40y.ir مراجعه نمایید.

عه‌ای که فرد در آن عضو است. هرگاه افراد در بطن ارزش‌ها و هنجارهای خود، زندگی کنند، درواقع در حیات اجتماعی مشارکت دارند» (توسلی،۱۳۸۲: ۷۵). بر این اساس مشارکت اجتماعی باوری است که طبق آن فرد خود را عضوی حیاتی از اجتماع می‌داند و این افراد تلاش می‌کنند که احساس دوست داشته شدن را داشته باشند و در دنیایی که صرفاً به دلیل انسان بودن برای آن‌ها ارزش قائل است سهیم باشند. همچنین مشارکت اجتماعی می‌تواند بیانگر ارزیابی فرد از ارزش اجتماعی خود باشد. از بُعد سلامت اجتماعی این شاخص عبارت از «این احساسی که افراد چیزهای باارزشی برای ارائه به جامعه دارند. این تفکر که فعالیت‌های روزمره آن‌ها به‌وسیله جامعه ارزش‌دهی می‌شود. در حقیقت مشارکت اجتماعی باوری است که طبق آن افراد خود را عضو حیاتی اجتماع می‌داند و فکر میکند چیز ارزشمند برای عرضه دنیا دارد. این افراد تلاش می‌کنند تا در دنیای که صرفاً به دلیل انسان بودن برای آنان ارزش قائل است سهیم باشند» (سام آرام، ۱۳۸۸: ۱۹). مشارکت اجتماعی همچنین شبیه به مفاهیم مسئولیت‌پذیری و خودکارآمدی به‌صورت توأمان است و فرد خودکار می‌تواند رفتارهای معینی را انجام داده و مقاصد خاصی را به اتمام برساند و مسئولیت اجتماعی یعنی ایجاد تعهدات شخصی در ارتباط با اجتماع.
۵- انسجام اجتماعی[۷۷]: ارزیابی یک فرد با در نظر گرفتن کیفیت همراهی او با جامعه اطرافش می‌باشد. «انسجام اجتماعی، ارزیابی فرد از کیفیت روابطش در جامعه و گروه‌های اجتماعی است. فرد سالم احساس می‌کند که بخشی از اجتماع است و خود را با دیگرانی که واقعیت اجتماعی را می‌سازند، سهیم می‌داند. از دیدگاه دورکیم (به نقل از کییز ۱۹۹۸) سلامت و یگانگی اجتماعی، روابط افراد را با یکدیگر از طریق هنجارها منعکس میکند. مفهوم انسجام اجتماعی در برابر بیگانگی و انزوای اجتماعی قرار می‌گیرد، بیگانگی اجتماعی یعنی شکاف بین فرد و اجتماع. بیگانگی یعنی مردود شمردن اجتماع و باور به این‌که اجتماع ارزش‌های شخصی و شیوه‌های زندگی فرد را منعکس نمی‌کند. انزوای اجتماعی یعنی شکستن روابط حمایت گر شخصی. بنابراین فردی که از انسجام اجتماعی برخوردار است نسبت به اجتماع خود احساس نزدیکی و گروه اجتماعی خود را منبعی از آرامش و اعتماد می‌داند» (عبدالله تبار و همکاران، ۱۳۸۸: ۱۷۵-۱۷۴). درواقع احساس تعلقی که بین شهروندان به وجود می‌آید می‌تواند جنبه‌ای محوری در امر سلامت داشته باشد، لذا یکپارچگی با دیگران در محیط و جامعه اطراف می‌بایست حاصل تجربه مشترک شباهت با دیگران باشد. سام آرام در این راستا بیان می‌کند که: «انسجام اجتماعی به معنای احساسِ بخشی از جامعه بودن، فکر کردن به اینکه فرد به جامعه تعلق دارد، احساس حمایت شدن از طریق جامعه و سهیم داشتن در آن می‌باشد. بنابراین انسجام اجتماعی آن درجه‌ای است که در آن مردم احساس می‌کنند که چیز مشترکی بین آن‌ها و کسانی که واقعیت اجتماعی آن‌ها را می‌سازند وجود دارد مثل همسایه‌هایشان» (سام آرام،۱۳۸۷: ۷).
در این پژوهش اعتقاد بر این است که فرد سالم ازنظر اجتماعی زمانی عملکرد خوب دارد که اجتماع را به‌صورت یک مجموعه معنادار و قابل‌فهم و بالقوه برای رشد و شکوفایی بداند و احساس کند که متعلق به گروههای اجتماعی خود است و خود را در اجتماع و پیشرفت آن سهیم بداند. سلامت اجتماعی فردی به چگونگی وضعیت ارتباط فرد با دیگران در جامعه یا همانند جامعه‌پذیری و سرمایه اجتماعی آن اشاره دارد.
در این تحقیق طبق جدول ۳-۲ از شاخص سلامت اجتماعی در سطح تجزیه و تحلیل فردی-مثبت که همان ابعاد اجتماعی سلامت کییز است، مورد استفاده قرار گرفته شده است.