تحقیق رایگان درباره استرس شغلی، فیزیولوژی، یژگیهای شخصیتی

بیش از حد و خارج از کنترل، مواجه میشود. هنری و استیفن43 (1987)این رفتار را کاهش یا فقدان ارتباط اجتماعی توصیف کردهاند که منجر به قطع و کاهش تعاملات اجتماعی میشود.
سیستمهای کنترل بیولوژیکی شامل سیستمهای عصبی، قلبی وعروقی و سایکواندوکرین44 است و بیماری مرتبط با استرس، فشارخون میباشد.
8-2- مدلهای استرس45
مدلهای مختلفی جهت سهولت درک و توجیه چگونگی ایجاد استرس ارائه کردهاند .درسال 1978کاکس46 کلیه مدلها وتعاریف استرس را به سه گروه حساس تقسیم نمود:
مدلهایی که براساس پاسخ بنا گردیدهاند. این مدلهای استرس را به کمک واکنش و پاسخ فرد به عامل استرسزا تعریف نمودهاند. مانند مدل سلیه که درادامه این مبحث مورد بررسی قرار میگیرد.
مدلهایی که براساس محرک تعریف شده اند. این گروه از مدلها به استرس از منظر عامل ایجادکننده استرس نگاه میکنند، فشارکاری زیاد یا سروصدای محیطی بامسوولیت های فرد و…
مدلهای تعاملی: دراین نوع مدلها هم به عنوان محرک یعنی عامل استرسزا، هم به پاسخ فرد، علایم و نشانه های استرس و هم به فاکتورهای مداخلهای مثل ویژگیهای شخصیتی فرد توجه شده است.
امروزه به مدلهای تعاملی توجه بیشتری میشود چرا که بصورت کاملتری استرس را توصیف مینمایند. در واقع مدلهای اخیر بگونهای به هر سه رأس مثلث استرس توجه مینمایند.دراینجا برخی از مدلهای مشهور استرس را مورد بررسی قرار میدهیم ( کران ول و جین ،بیتا، ترجمه مهرآئین، 1373 ).
1-8-2- مدل مبتنی برمحرک47
این مدل بیان کننده این موضوع است که موقعیتها و محرکات طبیعی استرسزا هستند. اگر چه در بعضی از افراد منجر به پاسخ استرسی نمیشوند. در این مدل استرس اصطلاحاً به محرکات معینی که از محیط بر فرد وارد میشود و او را تحت تأثیر و فشار قرار میدهد اطلاق میشود.
هلمز48 و راهه49 (1986) تلاش کردهاند که موقعیت استرسزا را با حوادث زندگی و نحوه برخورد افراد با این حوادث مشخص نمایند. بر طبق تحقیقات آنها حوادث استرسزای زندگی شامل یکسری موقعیت متنوع زندگی مانند طلاق، مرگ یک شخص مهم، پیشرفت، بیکاری و … بودهاند.
نمودار 3-2: مدل محرک در زمینه فشار عصبی
کشش فشار عصبی (نیروی خارجی)
تخریب/آسیب دائمی فشار بیش از حد
2-8-2- مدل مبتنی بر پاسخ50(سلیه، 1956)
این مدل تأکید بر روی پاسخهای خاص ارگانیسم دارد. به عبارتی دیگر پاسخهای خاصی هستند که انعکاس یک موقعیت را روی فردی که تحت فشار و استرس قرار دارد تعیین میکند. یعنی براساس این مدل استرس را یک پاسخ خاص ارگانیسمی میدانند.
افرادی بر مبنای این گرایش عمل میکنند تمرکز خود را بر روی واکنشهایی قرار میدهند که توسط شخص، نسبت به مقتضیات و تقاضاهای محیطی ایجاد شده است. این پاسخ ممکن است فیزیولوژیکی باشد، مثلا اینکه ضربان قلب شما سریعتر میشود و یا روانی باشد، مثلا احساس برانگیختگی در شما به وجود آید.
تحقیقاتی که بر اساس این مدل توسط سلیه (پزشک اتریشی) مطرح گردیده است استرس را فقط یک متغیر وابسته میداند که تحت تأثیر متغیر مستقل قرار دارد. وی آزمایشاتی را بر روی جانداران انجام داد و دریافت که هر آنچه شرایط و مختصات محیطی بر روی جانور اعمال میکنند نظیر گرم و سرد شدن بیش از حد یا یک وضعیت خطرناک و تهدید کننده عکسالعمل آنها یکسان خواهد بود، وی این عکسالعمل را «سندرم انطباق عمومی51» نامید و معتقد بود که سندرم مشابهی نیز در مورد انسان وجود دارد.
در این مدل، جریان پاسخ استرس در یک فرد، که در معرض فشارزاهای مداوم قرار گرفته است طی سه مرحله مشخص تحت عنوان «حالت سازگاری عمومی» صورت میگیرد. این سه مرحله شامل «هشدار، مقاومت و از پاافتادگی» است. در مرحله هشدار، بدن توسط واکنش سیستم هورمونی – عصبی حالت آماده بکار به خود میگیرد و فرد آماده پاسخگویی به عامل خطرساز میشود. در مرحله مقاومت، برخی علائم مرحله قبل برطرف میشود. مثلا ضربان قلب طبیعی میشود، تعداد تنفس به میزان اولیهاش میرسد و … با ادامه اثر محرک خارجی، فرد به مرحله سوم خواهد رفت. در مرحله از پا افتادگی، مقاومت بدن از دست میرود و فرد بیمار میشود. یکی از عیوب اساسی مدل سلیه این است که صرفا به «پاسخ» توجه دارد و به «محرک» یا «فرد» و تعامل این سه عامل بر یکدیگر توجه نمینماید.
امروزه پژوهشگران معتقدند که پاسخها و واکنشها ممکن است از موقعیتی به موقعیت دیگر متفاوت باشد. این امر منجر به پیدایش سومین دیدگاه در مورد استرس تحت تأثیر متقابل شده است.
نمودار 4-2: مدل مبتنی بر پاسخ
واکنش فیزیولوژیکی
استرس (استرسزاها در محیط کار)
واکنش روانی
3-8-2- مدل تأثیر متقابل یا تعاملی52 (لازاروس، 1991)
این مدل درک استرس را یک مرحله فراتر میبرد. تاکنون افراد، در یک نقش کاملاً انفعالی در نظر گرفته میشدند و در برخورد با یک موقعیت به صورت اتوماتیک عمل میکردند. اما اخیرا پژوهشگران مشاهده کردهاند که افراد نقش فعالانهتری به عهده گرفتهاند و نیازها و مقتضیات هر موقعیتی را مورد تامل قرار داده و توانایی خود را در اجابت آن مقتضیات ارزیابی مینمایند.
مدل مذکور، استرس را به عنوان نتیجهای از یک عدم توازن میان سطح نیازهای افراد و توانایی آنها در اجابت نیازهای مزبور، توصیف میکند. این مدل در نمودار (5-2) نشان داده شده است. از ویژگیهای بارز این مدل این است که به درک فرد از عامل تهدید کننده توجه خاصی دارد
د
ر واقع بعضی ویژگیهای شخصیتی افراد که بعضا ناشی از تجارب گذشته آنها میباشد، موجب میشود بعضی از وقایع تهدید کننده مهمتر از وقایع دیگر به نظر برسد. در واقع این مدل هم به نقش منفرد استرسآورها و هم به ویژگیهای فردی شخص و اثر مقابل این دو به یکدیگر توجه دارند.
نمودار شماره 5-2: مدل تأثیر متقابل
توانایی برآورده ساختن نیازها تقاضاها و نیازها (استرسزاهای بالقوه)

ارزیابی توسط فرد

عدم توازن = استرس

نتیجه و پاسخ استرس

پاسخ روانی پاسخ فیزیولوژیکی
4-8-2- مدل تناسب شخص – محیط 53(مدل کاپلان، 1998)
«مدل تناسب شخص – محیط از جمله مدلهای تعاملی است که بیان میکند: هنگامی که بین تقاضاهای کار و توانایی شخص برای اجابت تقاضاها اختلاف و فاصله وجود دارد یا بین نیازهای فرد و منابع محیط فاصله وجود دارد، استرس ایجاد میشود. تقاضاها شامل میزان کار و پیچیدگی شغل است.
نیازها شامل درآمد، مشارکت در کار و تحقق ذات است، منابع نیز به جو کار اشاره دارند مانند درآمد کافی برای ارضای نیازهای فرد.
براساس این مدل وقتی کار برای فرد خیلی سنگین یا پیچیده باشد و یا وقتی کار نتواند خواستههای فرد را برآورده سازد استرس رخ خواهد داد. این مدل بین نیازهای ذهنی شخص و محیط تفاوت قائل میباشد. تأکید مدل تناسب شخص – محیط بر ادراکات ذهنی مانند مدل سایکولوژی میباشد. یکی از مشکلات این مدل آن است که برای اثبات اینکه چه شرایط کاری واقعی منجر به استرس میشوند توانایی محدودی دارد. نقطه قوت این مدل، تأکید آن بر نیازهایی جهت انعطافپذیری و طراحی شغل، در نظر گرفتن کارکنان به عنوان افراد با تواناییهای متفاوت، انگیزهها و ادراکات گوناگون است».
5-8-2- مدل کنترل – تقاضای شغل 54(مدل کارازک)
«این مدل اولین بار در سال 1976 توسط پرفسور کارازک و همکارانش ارائه گردید. مدل کنترل – تقاضا به جای اینکه از ادراکات ذهنی کارمند ناشی شود، برخاسته از ویژگیهای کار است. این مدل ابراز میدارد استرس ناشی از عدم تعادل بین تقاضاهای شغلی با میزان آزادی در تصمیمگیری (کنترل) بر روی کار است. به عبارت دیگر هرچه نیازهای کاری بیشتر و کنترل فرد بر روی کار کمتر باشد، استرس شغلی بیشتر خواهد بود. دامنه تصمیمگیری به دو مؤلفه بستگی دارد:
کنترل شخص بر تصمیمگیری یا اقتدار
سطح مهارت فرد
هر قدر کنترل فرد بر روی کار بیشتر شود و مهارتهایش افزایش یابد میزان دامنه تصمیمگیریش افزایش یافته و طبعاً مقدار استرس شغلیش کاهش مییابد.
در این مدل فرض بر آن است که ترکیب تقاضای زیاد و کنترل کم منجر به استرس میشود. بنابراین برخی به آن، مدل استرس شغلی میگویند.
اشکال مدل تقاضا – کنترل آن است که روابط اجتماعی در محیط کار را جز عوامل فرعی به حساب میآورد، برخی از تحقیقات اپیدمیولوژیک اخیر بر روی استرس شغلی و ریسک فاکتورهای قلبی – عروقی، از مدل بسط یافته تقاضا – کنترل که شامل حمایت اجتماعی هم میشود استفاده میکنند. مدل اخیر به عوامل فردی و سازمانی محیط کار نیز توجه نموده است.
به هر حال کارازک پرسشنامهای جهت سنجش میزان استرس شغلی براساس مدل نیاز – کنترل طراحی نموده است که از جمله مشهورترین پرسشنامههای بررسی استرس شغلی میباشد و به عنوان پایهای برای ایجاد پرسشنامههای دیگر به کار میرود.
6-8-2- مدل عدم تعادل تلاش – پاداش55، سایگریست56 (1996)
«در این مدل تلاش و کوشش ممکن است ناشی از عوامل خارجی باشد مانند گرانباری شغل یا عوامل داخلی مانند نیاز به کنترل. این مدل بیشتر از مدل تقاضا – کنترل به عوامل اجتماعی توجه میکند و تأکید بیشتری بر نگرشهای افراد دارد. بر اساس این مدل پاداش میتواند ناشی از سه منبع باشد: پول، احترام و قدردانی، ثبات و امنیت شغلی. به مدل RIM توجه فزایندهای شده است زیرا به گونهای با تغییرات در بازار کار مرتبط است که در آن مشاغلی که نا امن است به طور متناوب بازسازی میشوند تا بتوانند با بازار جهانی به رقابت برخیزد. هر یک از مدلهای مذکور به جنبههای خاصی توجه نموده است و همه جوانب کار را در نظر نگرفتهاند».
بیشترین حوادث زندگی احتمال دارد که سلامتی افراد را در بعضی حالات به خطر افکند. جرو بحثهای موجود در زندگی روزانه نیز از عوامل استرس محسوب میشوند. در مطالعهای که لازاروس و انجمن وی انجام داد تا حدی مشاجرات را پیشرفت دادهاند که حوادث عمومی رخ داده شده، درجه مشاجرات را پیشگویی میکند.
ساعتچی (1378) در رابطه با عواملی که موجب استرس در افراد میشود، مینویسد:
حوادث خوشایند و ناخوشایند هر دو میتوانند موجب استرس آزار دهنده شوند. مدیران باید به این نکته توجه داشته باشند که هیچکس نمیتواند از همه حوادث بگریزد. استرس در واقع جزئی از زندگی است. نکته مهم دیگر آن است که یک حادثه خاص بر همه مدیران اثر یکسانی ندارد، بعضی از مدیران بیش از دیگران نسبت به تغییرات حساسیت نشان میدهند. برای مثال سرپرستی که به علت موفقیتها و کوششهای چشمگیرش به پست بالاتری ارتقاء یافته و در شغل جدید مسئولیتهای بیشتری پیدا کرده و درآمدش نیز افزایش یافته است. ممکن است این ارتقاء همراه با تغییر محل زندگی، خرید خانهای جدید، گرفتن وام زیاد، تغییر در فعالیتهای اجتماعی، تفریحی و نظایر آن باشد. فشار روانی حاصل از این همه تغییرات میتواند مدیر را در وضعیت بحرانی و خطرناک قرار دهد. همه افراد ناگزیرند استرس کم و بیش زیادی را تحمل کنند، افرادی که توانای
ی کمتری برای مقابله با استرس دارند ممکن است قادر به کنترل همه حوادث نباشند. بنابراین بهتر است که راههای مقابله با استرس را بیاموزند.
9-2- نشانهها و علائم استرس شغلی
بیر و نیومن57 (1987) سه دسته از نشانههایی را که در شرایط استرس شغلی بروز میکنند را نام برده اند.
نشانههای روانی58
آن دسته از مشکلات عاطفی و شناختی هستند که بر اثر ناراحتیهای ناشی از استرس شغلی بروز میکند. نارضایتی شغلی یکی از رایجترین پیامدهای استرس شغلی است، از دیگر نشانههای روانی میتوان افسردگی، اضطراب، ملالت، ناکامی و انزواطلبی را نام برد.
نشانههای جسمانی59
نشانههای جسمانی را مشکلتر میتوان تشخیص داد، زیرا به دشواری میتوان فهمید که این ناخوشیها تا چه حد صرفاً معلول شغل و تا چه اندازه نتیجه دیگر جنبههای زندگی شخصی هستند، با این حال شواهد و مدارک پژوهشی نشان دادهاند که همواره رابطهای بین استرس شغلی و

Leave a Comment