پیشنهاد اصلی تئوری سرمایه اجتماعی این است که روابط شبکه ای امکان دسترسی به منابع (مثل دانش ) را فراهم می سازند . روابط اجتماعی ، ایجاد کننده کانالهای اطلاعاتی هستند که میزان زمان وسرمایه گذاری مورد نیاز برای گردآوری اطلاعات را کاهش می دهند.
 تصویر درباره جامعه شناسی و علوم اجتماعی
۲-۱٫ پیکربندی روابط شبکه ای:
پیکربندی کلی روابط شبکه ای یک جنبه مهم سرمایه اجتماعی را شکل می دهد که می تواند بر توسعه سرمایه فکری تأثیر بگذارد . برای مثال، سه ویژگی ساختار شبکه شامل: تراکم، پیوند، و سلسله مراتب همگی از طریق تأثیر برمیزان تماس یا قابلیت دسترسی اعضاء شبکه باعث انعطاف پذیری وسهولت تبادل اطلاعات می شوند .برای مثال ، برت بحث می کند شبکه پراکنده ، باتعداد تماس ها ی بسیار کم ، فراهم کننده مزایای اطلاعاتی بیشتری است . شبکه متراکم ، از این جهت که فراهم کننده اطلاعات متنوع کمتر با همان هزینه شبکه پراکنده است ، شبکه ای ناکارآ است.هم چنین، هانسن پی برده است که پیوندهای ضعیف مانع انتقال دانش می شوند.
۳-۱٫ سازمان مناسب :
سرمایه اجتماعی ایجاد شده ، ازجمله روابط وپیوندها، هنجارها، و اعتماد دریک محیط خاص ،اغلب می تواندازیک محیط اجتماعی به محیط اجتماعی دیگری انتقال داده شود، و بدین ترتیب بر الگوهای تبادل اجتماعی تأثیرگذارد. سازمان های اجتماعی مناسب می توانند یک شبکه بالقوه دسترسی به افراد ومنابع شان ازجمله اطلاعات ودانش را فراهم کنند ، و از طریق ابعاد شناختی ورابطه ای سرمایه اجتماعی ممکن است انگیزش و قابلیت را برای تبادل تضمین کنند . لکن ، این سازمانها هم چنین ممکن است مانع این تبادل شوند . تحقیق نشان می دهد چگونه فعالیتهای جاری سازمانی ممکن است گروه های سازمانی را به عوض هماهنگ ساختن،ازهمدیگرجدا سازند ، یا به عوض قادر ساختن به یادگیری وایجاد سرمایه فکری، آنها را محدود سازند.
۲٫ عنصر شناختی
عنصر شناختی سرمایه اجتماعی اشاره به منابعی دارد که فراهم کننده مظاهر، تعبیرها و تفسیرها وسیستم های معانی مشترک در میان گروه ها است . مهمترین جنبه های این بعد عبارتند از زبان وکدهای مشترک، وحکایات مشترک.
۱-۲٫ زبان وکدهای مشترک :
به دلایل مختلفی زبان مشترک بر شرایط ترکیب و تبادل دانش تأثیر می گذارد. اول اینکه ، زبان کارکرد
مستقیم و مهمی در روابط اجتماعی دارد ، چراکه ابزاری است که از طریق آن افراد با یکدیگر بحث می کنند ، اطلاعات را مبادله می کنند، از یکدیگر سؤال می پرسند و در جامعه امور تجاری انجام می دهند . دوم اینکه ، زبان بر ادراکات مان تأثیر می گذارد. کدها هم چنین یک چارچوب مرجع برای مشاهده و تفسیر مان از محیط فراهم می کنند. سوم اینکه ، زبان مشترک قابلیت ترکیب اطلاعات را افزایش می دهد.
۲-۲ . حکایات مشترک :
علاوه بر زبان وکدهای مشترک، محققان نیز معتقدند اسطوره ها، داستانها و استعاره ها ابزارهای قدرتمندی در اجتماعات برای ایجاد،تبادل،و نگهداری مجموعه های غنی معانی فراهم می کنند. آر نشان می دهد چگونه حکایات تبادل تجربه پنهان را در بین متخصصان تسهیل می کند . بنابراین ، ظهورحکایت ها ی مشترک دریک اجتماع باعث خلق وانتقال تفسیر های جدیدی از رویدادها شده و ترکیب اشکال مختلف دانش،که عموماً به صورت پنهان هستند، را تسهیل می کند.
۳- عنصر رابطه ای
عنصر رابطه ای سرمایه اجتماعی توصیف کننده نوعی روابط شخصی است که افراد بایکدیگر به خاطر سابقه تعاملات شان برقرار می کنند. مهمترین جنبه های این بعد از سرمایه اجتماعی عبارتند از: اعتماد ؛ هنجارها؛ الزامات و انتظارات؛ و هویت
۱-۳ اعتماد :
تحقیقات نشان می دهد در جا یی که روابط مبتنی بر اعتماد درسطح بالایی وجود دار ند، افراد تمایل زیادی برای تبادل اجتماعی و تعامل همکارانه دارند . میسزتال بنتیس هم چنین .« اعتماد، تامین کننده ارتباطات وگفت مان است » اظهارمی دارد ]مطرح می کند اعتماد می تواند ایجاد سرمایه فکری را تسهیل کند . بویسوت نیز بر اهمیت اعتماد بین افراد برای ایجاد دانش در شرایط ابهام وعدم اطمینان زیاد تأکید دارد.
۲-۳ . هنجارها :
هنجارهای همکاری می توانند پایه ای قوی برای ایجاد سرمایه فکری بوجود آورند .برای مثال ، استارباک اهمیت هنجارهای اجتماعی صداقت وکارتیمی را به عنوان ویژگی های کلیدی شرکت های دانش محور یادآورمی شود . هنجارهای تعاملی که اهمیت آنها در ایجاد سرمایه فکری نشان داده شده اند عبارتند از : تمایل به ارزش گذاری و پاسخ به تنوع، روحیه انتقادی و تحمل شکست.
۳-۳ . الزامات و انتظارات :
الزامات نشان دهنده یک تعهد یا وظیفه برای انجام فعالیتی درآینده است . کلمن الزامات را از هنجارهای عمومی شده متمایز می سازد ، وآن را به عنوان انتظارات ایجاد شده در درون روابط شخصی خاص در نظر می گیرد . ناهاپیت و گوشال درزمینه ایجاد سرمایه فکری اظهار می دارندکه الزامات وانتظارات احتمالاً بردسترسی و انگیزش افراد وگروه ها برای تبادل وترکیب دانش می گذارند.
۴-۳ . هویت :
هویت فرایندی است که درآن افراد احساس می کنند با فرد یا گروهی از افراددیگر،عضو یک گروه واحد هستند . کرامر و همکارانش دریافته اند که احساس همانندی کردن با یک گروه یا جمع ،نگرانی درباره فرایندها ونتایج جمعی را افزایش می دهد، وبدین ترتیب احتمال فرصت تبادل اطلاعات افزایش می یابد . لویسکی و بیونک در تحقیق شان نشان می دهند که هویت گروهی چشمگیر نه تنها ممکن است فرصت های تبادل اطلاعات را افزایش دهد ، بلکه هم چنین ممکن است فراوانی واقعی همکاری را بین اعضاء افزایش ده د. در مقابل، جایی که گروه ها دارای هویت های متمایز و مغایر هم هستند ، ممکن است موانع عمده ای را در برابر تسهیم اطلاعات ، یادگیری و ایجاد دانش بوجود آورند.
۲-۱-۶-فراتحلیل و روند سرمایه ی اجتماعی در ایران:
سرمایه اجتماعی در ایران با توجه به بافت تاریخی وجغرافیایی و سیاسی کشور، بسیار نوسانی است . «در برخی از شرایط خاص سیاسی و تاریخی، همدلی و سرمایه اجتماعی سیگنال های مثبتی از خود نشان می دهد اما با توجه به این که به درستی مدیریت نمی شود، روند نزولی به خود می گیرد . آن چه که معلوم است، این می باشد که کشور ایران با توجه به پیشینه تاریخی و مذهبی، پتانسیل قوی برای سرمایه اجتماعی دارد؛ اما به دلیل عدم وجود مدیریت صحیح و هدایت کننده سرمایه اجتماعی در قرن گذشته، استفاده مناسبی از این سرمایه نشده و این امر سبب کاهش تدریجی سرمایه اجتماعی شده است».(سعادت، ۱۳۸۶)
«در حالت کلی، متغیرهای سن، تحصیلات، تاهل، شاغل بودن و درآمد به جز با عنصر اعتماد با سایر عناصر سرمایه اجتماعی اعم از آگاهی و توجه به امور عمومی، مشارکت های رسمی و غیر رسمی رابطه مستقیم دارد. و مردان در آگاهی و توجه به امور عمومی و مشارکت رسمی نقش بیشتری نسبت به زنان دارند و مشارکت غیر رسمی زنان بیشتر می باشد و در میزان اعتماد تفاوتی بین زن و مرد دیده نمی شود». (ناطق پور و فیروزآبادی، ۱۳۸۵: ۱۶۰-۱۹۰)
علاوه بر این در ایران اسلامی تا سال۸۷، میان مولفه های متعدد سرمایه اجتماعی، میزان اعتماد به خانواده و نظام سیاسی و نیز میزان ارتباطات اجتماعی بالاست. در حوزه سیاسی میزان اعتماد به نظام سیاسی بالا، میزان اعتماد به نهادهای سیاسی متوسط و میزان اعتماد به کنشگران سیاسی پایین بوده است. همچنین میزان مشارکت مردم در حوزه های گوناگون اجتماعی بسیار پایین است. مجموع یافته ها نشان می دهد از نظر مردم میزان ارزش هایی مثل صداقت، امانتداری و گذشت در بین مردم پایین است و میزان رواج ضد ارزش هایی چون کلاهبرداری و چاپلوسی بالا است. همچنین در مجموع میزان کل سرمایه اجتماعی در ایران نسبتاً بالاست، این میزان در سالیان مختلف دچار نوسان بوده است. میزان دینداری، سطح تحصیلات، وضعیت طبقاتی و سن افراد از جمله مهم ترین عوامل موثر بر سرمایه اجتماعی بوده است.(سیاهپوش،۱۳۸۷:۹۹-۱۲۴)
۲-۱-۷-نمودهای اختاپوس وار سرمایه ی اجتماعی در حوزه های زندگی
سرمایه اجتماعی چونان اختاپوسی قدرتمند و نامحسوس، در تمام جزئیات و شئون زندگی بشر امروزی مشهود است. هم جنبه مثبت دارد(مانند مشارکت های اجتماعی و…)و هم جنبه منفی(مانند توافق ها و اعتمادهای قاچاقچیان، تراست ها و کارتل ها…). در خصوص ارتباط آن با اقتصاد می توان گفت که اعتماد وتعامل بین شهروندان و کارگزاران اقتصادی با تسهیل معاملات و مذاکرات و کاهش نظارت منجر به کاهش هزینه های مبادلاتی و در نتیجه افزایش رشد اقتصادی رانت جویی، و«رفتار فرصت طلبانه » می شود و مانع تقلب می گردد. (امیری و رحمانی، ۱۳۸۵: ۱۱۳). همین مفهوم حتی با سلامت مادران هم در ارتباط است. «سلامت اساسی ترین جزء‌ رفاه جامعه به شمار می رود و بیش از مداخلات پزشکی و پرستاری، به عوامل اجتماعی و اقتصادی وابسته است و کیفیت ارتباط با دیگران (سرمایه اجتماعی شناختی) بر سلامت مادران موثر می باشد.» (خواجه دادی و همکاران، ۱۳۸۷: ۸۳-۱۰۲) هر چند احیا و طرح جدی سرمایه اجتماعی به یک یا دو دهه آخر قرن ۲۰ استناد داده می شود اما با توجه به ماهیت موضوع می توان آن را پدیده ای ریشه دار و به طور کامل قدیمی دانست که در اندیشه ها، گرایش ها، سنت ها، رفتارها، نهادها، مجموعه ارتباطات، شبکه های انسانی و اجتماعی ظهور و حضور داشته است. این موضوع با توجه به پیوندهای اخلاقی و ارزشی اش با سنت های دینی، رفتار و پندار بنیان گذاران ادیان آسمانی، هم پیوندی های قابل توجهی دارد.
عکس مرتبط با اقتصاد
جالب تر از این هم می توان به رابطه ی میان سرمایه ی اجتماعی و قنات اشاره کرد که در کار آقای فداکار، یاریگری ها در شبکه روابط اجتماعی قنات مورد توجه قرار گرفته است و فرض اصلی، بر شبکه روابط اجتماعی پیچیده ای استوار است که ارتباط بین مالکان و استفاده کنندگان از قنات در روستاهای دارای قنات پدید آورده است. این شبکه روابط، منشا پیدایش سرمایه اجتماعی در روستاهاست که امروزه نتایج حاصل از آن بر برنامه ریزان امور روستایی آشکار است. اشاره شده که «میزان سرمایه اجتماعی مالکان قنات بیشتر از غیرمالکان است.»
اکنون به مهم ترین حوزه هایی که سرمایه اجتماعی در آنها نقش بسزایی دارد اشاره می کنیم:
۲-۱-۸-سرمایه ی اجتماعی و مدارای اجتماعی
ایران کشوری است که دارای اقلیت ها و قومیت ها و مذاهب مختلف و متعددی است. مسلمان، مسیحی، یهودی، زردشتی، …، فارس، آذری، کرد، عرب … که مدارا، همزیستی، همبستگی و وحدت آنها زیر یک پرچم و داخل مرز و بومی مشخص نیازمند داشتن اشتراکات ارزشمند و قوی بسیاری است که اگر اختیاری، انتخابی و آگاهانه و متداوم باشد می توان از آن به عنوان یک سرمایه ی ارزشمند اجتماعی یاد کرد. مبرهن است که یکی از چالش های سبز فایل ایجاد و تقویت سرمایه اجتماعی است. صاحب نظران در سال های اخیر اذعان داشته اند که تحمل و مدارا بخشی از سرمایه اجتماعی است. تحمل و مدارا بخشی از هویت ما ایرانیان است. شاخص های تحمل و مدارا عبارتند از توجه به دیدگاه های گوناگون، پرهیز از تعصب، احترام به تفاوت های فردی، تلاش جهت کشف زمینه های مشترک، عدم تنفر نسبت به اعضای گروه های متفاوت، عدم تلاش جهت بدنام کردن دیگران، عدم توهین به دیگران، دادن احساس خوب به دیگران، تلاش در برقراری ارتباطات اثربخش با دیگران، توجه به منافع دیگران و عدم احساس جدایی از دیگران. (نصراصفهانی، علی و همکاران، ۱۳۸۸: ۴۰)
۲-۱-۹-سرمایه ی اجتماعی و سلامت روانی
نتیجه تصویری درباره سلامت روانی
احتمال ارتقاء سلامت روانی مردم تحت تاثیر متغیرهایی چون سرمایه اجتماعی، سن افراد، میزان درآمد خانوادگی و قومیت آن ها می باشد. نتایج تحقیق آقای ایمان و همکاران نشان می دهد «هر اندازه افراد در ساختار اجتماعی موجود دارای سرمایه اجتماعی بالاتری باشند، سلامت روانی افراد در وضعیت بهتری قرار خواهد گرفت». (ایمان و همکاران، ۱۳۸۷: ۱۴۳)
۲-۱-۱۰-سرمایه ی اجتماعی و شادمانی و رضایت از زندگی
طبق آخرین اطلاعات، رتبه سازمانی شادمانی ایران در میان ۶۹کشور، رده ۶۱ است که رده نازلی می باشد. روابط اجتماعی توام با اعتماد (که از مولفه های سرمایه ی اجتماعی است) اثر تعیین کننده بر شادمانی دارند و در این میان خانواده به عنوان عمده ترین تامین کننده شادمانی افراد محسوب می شود. (چلبی و موسوی، ۱۳۸۷: ۳۴-۵۷)
«سطح بالای سرمایه اجتماعی به سطح بالای رضایت از کیفیت زندگی می انجامد. بنابراین، سرمایه اجتماعی در مقایسه با متغیرهای زمینه ای مانند سن، شغل، و… پیش بینی کننده ای بهتر برای رضایت از کیفیّت زندگی به شمار می رود.» (لهسایی زاده و ماجدی، ۱۳۸۵: ۹۱-۱۳۵)
۲-۱-۱۱-سرمایه ی اجتماعی و شبکه های ارتباطی
تحقیق خانم باستانی در خصوص بررسی سرمایه اجتماعی شبکه در ۱۰ محله تهران نشان داده که «تمرکز بر روابط همسایگی و محله ای، به صورت مجزا، به شکست خواهد انجامید. تنها با خلق فرصت های بیشتر برای شکل گیری اجتماعات محله ای افراد و تسهیل عملکرد شبکه های ارتباطی بین افراد می توان
تمام پتانسیل های شهر مدرن را آزاد کرد.» (باستانی، ۱۳۸۷: ۵۵-۷۴)
۲-۱-۱۲-سرمایه ی اجتماعی و رفاه اجتماعی
شاخص هایی از سرمایه اجتماعی که در شهر تهران، از وضعیّت بهتری برخوردارند شاخص هایی هستند که به اصطلاح به آنها سرمایه اجتماعی سنتی می گویند و به وجوه سنتی جامعه مربوط می شوند (مشارکت غیررسمی مذهبی و خیریه ای) و شاخص هایی که با زندگی مدرن منطبق اند (سرمایه اجتماعی مدرن) از وضعیت مطلوبی برخوردار نیستند (اعتماد نهادی، اعتماد تعمیم یافته، انسجام اجتماعی و مشارکت رسمی) و سرمایه اجتماعی، رابطه مثبتی با رفاه اجتماعی دارد. بطوری که «کلیه شاخص های مطرح شده (اعتماد، هنجارهای اجتماعی و شبکه های اجتماعی) نیز با رفاه اجتماعی رابطه مثبتی دارند و نتایج بدست آمده منطبق با آراء پاتنام است.» (زاهدی و شیانی و علی پور، ۱۳۸۸: ۱۰۵- ۱۲۵)
عکس مرتبط با شبکه های اجتماعی
۲-۱-۱۳-سرمایه ی اجتماعی و جرم و بزهکاری
تغییرات به وقوع پیوسته در دهه های اخیر، نشان از تحول اساسی در ساختار نظام ارزشی جامعه می دهد. تحولاتی که چه بخواهیم و چه نخواهیم با نظم سنتی پیشین در تقابل است. امروزه با تشدید فرایندهای جهانی شدن و پیامدهای فرهنگی- اجتماعی آن، به ویژه مصرف گرایی، تکثر جوامع و به تبع آن آسیب های اجتماعی از قبیل افسردگی و اعتیاد، جرم و بزهکاری، جنایت و شورش های اجتماعی، بیکاری و اوقات فراغت، مشکل در ازدواج، کنکور و…، نوجوانان و جوانان به موضوع سیاست های اجتماعی مبدل شده اند. نوجوانان و جوانان به عنوان یکی از مهمترین گروه های سنی، تنها افرادی نیستند که در معرض فرایندهای متفاوت توسعه اجتماعی قرار گرفته اند، بلکه آنها به شیوه ای متفاوت از سایر گروه های سنی به این رویدادها واکنش نشان داده اند.
انتخاب و محاسبه دوشاخص سرمایه اجتماعی منوط به اهمیت شاخص و هم چنین داده های موجود است . این شاخص ها عبارتند ازمیزان مشارکت جمعی (نسبت تعداد اعضای کانون های فرهنگی، هنری و سیاسی به جمعیت ) و میزان جرم (نسبت تعداد پرونده های قضایی به جمعیت ). نتایج محاسبات نشان می دهد در سال هایی که جرم زیاد بوده، سرمایه اجتماعی کاهش پیدا کرده است و در سال هایی که میزان ارتکاب جرم کم بوده، میزان سرمایه اجتماعی در سطح بالایی قرار داشته است. (سعادت، ۱۳۸۶)
نتایج بررسی ها نشان می دهد که سرمایه اجتماعی دارای نواسانات متعددی طی دوره مورد نظر است . این نوسانات ناشی از مسایل سیاسی ، تاریخی و فرهنگی است .روند سرمایه اجتماعی در بلندمدت یک روند نزولی خفیف را طی کرده است . این روند نزولی از اوایل دهه ۵۰ تا اواخر دهه ۶۰ روند خفیف را طی کرده و از اوخر دهه ۶۰ تا الان یک روند نزولی را داشته و در نهایت در سالهای اخیر باز کاهش در سرمایه اجتماعی بیش تر مشاهده می شود. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی همدلی، همکاری و روحیه ایثار در بین مردم بیش تر شد و این امر سرمایه اجتماعی را بین مردم افزایش می داد و مظاهر سرمایه اجتماعی در طول جنگ به کرات دیده شد. اما پس ازجنگ و با ایجادشکاف نسبی طبقاتی ، روحیه منافع جمعی جای خود را به روحیه منافع شخصی داده ورفته رفته افرادجامعه دیدمنفعت طلبی شخصی رادرپیش گرفتند.(سعادت، ۱۳۸۶)
رابینگتن معتقد است بیشتر مسایل اجتماعی برآمده از روابط اجتماعی هستند. روابط اجتماعی و ارزش های معنوی که طی قرنها نظیر دیگر جوامع بشری وضع و صورت خاصی به خود گرفته بود در قرن بیستم مواجه با تحولات و دگرگونی هایی بود که ماشینیسم جدید موجب آن می شد و از آنجا که قدرت سازگاری معنوی هنگام تغییرات مادی میسر نبود تمدن ماشینی نابسامانیها و ضایعات انسانی فراوانی را به بار آورد که از آن جمله، از هم گسیختگی روابط اجتماعی بود که یکی از مظاهر آن را همان بزهکاری نوجوانان و جوانان باید دانست. (کواراسوس، ۱۳۴۵: ۱۷)
در بین بسیاری از صاحب نظران در این زمینه توافق کلی وجود دارد که نوجوانان بزهکار غالباً در معرض آن گونه از روابط اجتماعی قرار دارند که از ویژگی های آن، نبودن رابطه و پیوند نزدیک و صمیمانه بین پدر و فرزند و مادر و فرزند است که به تدریج کیفیت این رابطه در رفتار آنان نسبت به دیگران به ویژه بزرگسالان اثر می گذارد. (رایت و فیتزپاتریک، ۲۰۰۶) شکل کار و طرز ارتباط اعضای خانواده به گونهای است که محیط خانواده را برای تأمین احتیاجات اساسی کودکان مساعد میسازد.(علیوردی نیا و همکاران،۱۳۸۷: ۱۰۸).
۲-۱-۱۴- سرمایه ی اجتماعی و خانواده
پاتنام معتقد است مهمترین شکل سرمایه اجتماعی، خانواده است(پاتنام، ۷۳:۱۹۹۵ ). بوردیو خانواده را به عنوان مهمترین مکان انباشت و انتقال سرمایه اجتماعی می بیند(بوردیو، ۱۹۹۹: ۳۳ ). فوکویاما نیز ادعا نموده که خانواده ها به طور آشکاری در همه جا منابع مهم سرمایه اجتماعی هستند(فوکویاما، ۱۹۹۹: ۱۷). کلمن نیز بر این باور بود که انواع خاصی از ساختارهای اجتماعی بیش از سایرین انتخاب کنش های افراد را تسهیل می کنند. او تمایل داشت تا خانواده را به عنوان کلاف قدیمی سرمایه اجتماعی تصور کند.
آماتو معتقد است روابط والدین با همدیگر، دریافت کمک از والدین در حل مشکلات شخصی، صحبت کردن و تعامل با والدین، احساس محبت کردن و صمیمیت از شاخص های اندازه گیری سرمایه اجتماعی خانواده است.(استون، ۲۰۰۱: ۹ به نقل از علیوردی نیا و همکاران، ۱۳۸۷: ۱۰۹)
غیبت پدر از خانواده و محیط همسایگی در طول روز و اخیراً غیبت مادر از خانواده و ورود او به بازار کار، مترادف با کاهش مشارکت والدین در خانواده بوده است. بعلاوه جامعه شدیداً در معرض تهاجم فردگرایی قرار گرفته که بر اساس آن منافع فردی بر مصالح جمعی تقدم یافته است (شارع پور، ۱۳۷۹: ۱۷ )
سرمایه اجتماعی شناختی درون خانواده، بیشترین تأثیر را بر کاهش بزهکاری نوجوانان پسر داشته است و سرمایه اجتماعی ساختاری درون خانواده بیشترین تأثیر را بر تغییرات بزهکاری دختران نشان داده است و مؤید این مسئله می باشد که سرمایه اجتماعی ساختاری خانواده (تعاملات درون خانواده، تعداد فرزندان و حضور والدین در خانواده) تأثیر بیشتری بر رفتار بزهکارانه دختران نسبت به پسران دارد.( علیوردی نیا و همکاران، ۱۳۸۷: ۱۲۹)
۲-۱-۱۵-سرمایه ی اجتماعی و مشارکت های زنان
از آن جایی که گروه های مختلف اجتماعی ، نژادی و جنسیتی درموقعیت های ساختاری و شبکه های اجتماعی متفاوت قرار دارند، از نظر بهره مندی ازسرمایه ی اجتماعی متفاوت هستند. به عنوان مثال زنان و اقلیت ها یک موقعیت نابرابردر سرمایه ی اجتماعی قرار دارند و فرصت های کمتری در اختیار آنان قرار می گیرد که در زندگی اجتماعی از آن استفاده می کنند و در بهره گیری از منابع و تحرک شغلی خود موفق
شوند.(لین، ۲۰۰۱: ۹۵ به نقل از موحد و همکاران، ۱۳۸۷: ۱۶۴)
همبستگی های معناداری میان ابعاد سرمایه ی اجتماعی و میزان مشارکت سیاسی زنان بالای هجده سال مشاهده شده است. (موحد و همکاران، ۱۳۸۷: ۱۶۱) که درآن مشارکت سیاسی به معنی «تمایل هر فرد به درگیر شدن در سطوح مختلف فعالیت در نظام سیاسی»(راش، ۱۳۸۳: ۱۲۳) یا «شرکت در فرایندهای سیاسی که به گزینش رهبران سیاسی می انجامد و سیاست عمومی را تعیین می کند و یا بر آن اثر می گذارد» (ابرکرامبی و دیگران، ۱۳۶۷: ۲۸۶) تعریف شده است. پس مشارکت سیاسی، اولاً، یک کنش اجتماعی است؛ ثانیاً، به شکلی داوطلبانه اعمال می گردد؛ ثالثاً، با موقعیت اجتماعی افراد ارتباط نزدیک دارد.(موحد، ۱۳۸۲: ۶) در زمانی که مناصب حساس اجتماعی تنها به مردان سپرده شود، مردسالاری به منصه ی ظهور می رسد. (ساروخانی، ۱۳۷۰: ۲۶) که به نوعی شکاف جنسیتی دامن می زند و سطح روا بط اجتماعی زنان را به نفع مردان پایین می آورد و بخش قابل توجهی از جمعیت هر کشور که نقشی به سزا در توسعه ی همه جانبه ایفا می کنند، همواره از توزیع ناعادلانه ی فرصت ها و منابع، بالاخص در کشورهای جهان سوم، محروم می مانند.
درصد بالایی از زنان (۶۹%)در ابعاد مختلف سرمایه ی اجتماعی (برون گروهی، درون گروهی و میزان ارتباطات اجتماعی و سرمایه ی اجتماعی ارتباطی) درسطح متوسط می باشند و سرمایه ی اجتماعی آنان بر روی آوردن ایشان به فعالیت های سیاسی مؤثر است و جالب اینکه افرادی که سرمایه ی اجتماعی بیشتری داشته اند، انتظارات بیشتری از مشارکت سیاسی داشته اند، که به دلیل عدم برآورده شدن این انتظارات نگرش منفی تری نسبت به مشارکت سیاسی پیدا کرد ه اند.(موحد و همکاران، ۱۳۸۷: ۱۸۶)
۲-۱-۱۶-رابطه سرمایه اجتماعی و ابعاد توسعه
با توجه به اهمیت سرمایه اجتماعی در توسعه اجتماعی و سازمانی لازم است برنامه‌های مختلفی برای افزایش ذخیره این سرمایه انجام گیرد. برخی از این اقدامات در سطح سازمانی عبارتند از:
۱- تشویق و تقویت نهادهای اجتماعی، صنفی و حرفه‌ای: تشویق به ایجاد و تقویت نهادهای اجتماعی یکی از راه‌حلهای ساختاری برای افزایش سرمایه اجتماعی است. نتیجه فعالیت گروهی موفق تقویت شبکه‌های اعتماد است. ایجاد چنین نهادهایی در سطوح سازمانی نیز امکان پذیر است. تشکیل گروه ها و انجمنهای تخصصی و حرفه‌ای در سازمانها با مشارکت داوطلبانه کارشناسان و متخصصان می‌تواند موجب افزایش سرمایه اجتماعی در سازمانها شود. بنابراین نقش مدیران رسمی سازمان در این رابطه را می‌توان تشویق و هدایت کلی ایجاد و تقویت چنین نهادهایی دانست.
۲- برنامه‌ریزی برای غنی‌سازی فرهنگ اجتماعی و سازمانی: سرمایه اجتماعی منتج از ویژگیهای فرهنگی یک سیستم اجتماعی است. به بیان دیگر سرمایه اجتماعی تبلور اقتصادی فرهنگ اجتماعی یا سازمانی مبتنی بر اعتماد و مشارکت افراد است. بنابراین هرگونه اقدامی از طرف مدیران برای غنی‌سازی فرهنگ سازمانی می‌تواند موجب افزایش سرمایه اقتصادی شود.
۳-توجه به ارتقای سرمایه اجتماعی در آموزشهای عمومی و آموزش کارکنان: یکی از مهمترین فرایندهای موجود در جوامع برای ایجاد سرمایه اجتماعی، نظامهای آموزشی است. گذر افراد از آموزشهای عمومی در تمامی سطوح و نیز آموزشهای دانشگاهی، نقش اصلی را در ایجاد این نوع سرمایه‌ داراست. مؤلفه‌های فرهنگی در سطح جامعه به شدت متأثر از عملکرد نظامهای آموزشی و تربیتی هستند. در سطح سازمانی نیز دوره‌های آموزشی کارکنان می‌توانند بستر مناسبی برای تقویت سرمایه اجتماعی باشند.
۲-۱-۱۷-مدیریت سرمایه اجتماعی و نقش آن در ابعاد توسعه
یکی از مسائلی که موجب از میان رفتن سرمایه اجتماعی در سازمان می‌شود، جدایی مدیران از کارکنان و سازمان (نظیر ساختار سلسله مراتبی) است. مدیران از راه های مختلف می‌توانند به ایجاد توسعه سرمایه اجتماعی در سازمان یاری رسانند که بعضی از آنها مربوط به جامعه (در سطح کلان) و بقیه مربوط به درون سازمان (در سطح خرد) است که عبارتند از:
۱- پایبندی به اخلاقیات: مدیرانی که اصول اخلاقی را در عملکردها و تصمیمات سازمانی به کار می‌گیرند، با ایجاد روابطی مبتنی بر اخلاقیات سرمایه اجتماعی ایجاد می‌کنند. البته در تعریف و تبیین اصول اخلاقی دشواریهای بسیاری وجود دارد و به سادگی نمی‌توان اصول اخلاقی واحدی را که مورد توافق و قبول همگان باشد، به دست آورد. اندیشمندان مدیریت اصول اخلاقی را در نوشته‌های خود به صورتهای گوناگون بیان داشته‌اند. دوبل از سه دسته معیار اخلاقی نام می‌برد: احساس مسئولیت در مقابل حکومت، مسئولیت فردی، دوراندیشی و خیرخواهی. توجه به این سه عامل مجموعاً فرد را در سازمان به تصمیم‌گیری اخلاقی قادر می‌سازد. از چهار منبع دیگر برای تدوین اصول اخلاقی نام برده می شود: مصلحت عمومی، مصلحت حکومتی، مصلحت سازمانی و مصلحت شخصی. با بهره گرفتن از این چهار منبع می‌توان اصول اخلاقی جامعی را برای سازمان تدوین کرد که از چهار جهت عمومی، حکومتی، سازمانی و شخصی، مصلحتها را در نظر داشته و عمل بر اساس آنها تضمین کننده و توسعه‌دهنده سرمایه اجتماعی باشد و در کل نیل به ابعاد توسعه را راحت‌تر کند.
۲ – احساس مسئولیت اجتماعی: سازمان و جامعه با هم در تعاملی پویا قرار دارند و در این رابطه است که افراد و اعضای جامعه مایلند سازمان در مقابل آنان احساس مسئولیت کند و تنها به فکر سود و نفع سازمانی نباشد. هر گاه شهروندان اطمینان حاصل کنند که مدیریت سازمانها نسبت به آنها احساس مسئولیت می‌کنند و به پاسخگو بودن در مقابل جامعه می‌اندیشند، تلقی مثبتی در مقابل سازمان پیدا می‌کنند و در پرتو این جو اطمینان و اعتماد سرمایه اجتماعی تولید می‌شود.
۳- وحدت با جامعه : یکی از مسائلی که موجب از میان رفتن سرمایه اجتماعی می‌شود، جدایی مدیران با جامعه است که به صورت عارضه متفاوت بودن «ما» و «آنها» جلوه می‌کند. در چنین حالتی مدیران خود را با دیگران متفاوت میبینند و بین خود و مراجعه‌کنندگان جدایی احساس می‌کنند. این نوع نگرش بر تصمیمات و رفتارهای مدیران اثر منفی به جای میگذارد و اعتماد جامعه را از سازمان سلب می‌کند. برای ایجاد سرمایه اجتماعی مدیران باید بر این جدایی غلبه و نوعی یگانگی و وحدت با دیگران احساس کنند. آنها باید بدانند که کارکنان، مراجعان، مشتریان، شهروندان و همسایگان «آنها» نیستند، بلکه جزئی از ما بعنوان مدیر و وابسته و پیوسته به «ما» هستند. اگر آنها آسیب ببینند ما هم آسیب خواهیم دید.
۴- تلاش در جهت ایجاد اعتماد در سازمان: یکی دیگر از اقدامات مهم در این زمینه، تلاش مدیران و رهبر سازمان برای اعتمادسازی بین اعضای گروه ها و واحدهای سازمانی و نیز بین واحدهای مختلف است. اعتماد نیز صرفاً با ایجاد روابط و ارتباطات مستمر موفق و تدریجی شکل می‌گیرد. انسانها پس از کسب شناخت مناسب و تدریجی از یکدیگر، به هم اعتماد پیدا می‌کنند. این امر در روابط بین افراد، واحدهای مختلف درون سازمانی و روابط بین سازمانها دارای اهمیت است. متأسفانه در بسیاری از سازمانها نوع روابط و ارتباطات سازمانی به گونه‌ای است که افراد و واحدهای سازمانی از یکدیگر شناخت واقعی مناسبی کسب نمی‌کنند و طبیعتاً زمینه لازم نیز برای ایجاد شبکه‌های اعتماد فراهم نخواهد بود. (رحمانپور، ۱۳۸۲)
۵ -تأکید مداوم بر آموزش: ایجاد و استفاده از سرمایه اجتماعی به تغییر رفتار و طرز تفکر نیاز دارد. برنامه‌های آموزشی جامع، الگوی مطلوب برای افرادی است که قصد دارند رفتارهای جدید را بیاموزند، مشاهده، کشف و اجرا کنند. از این رو، یکی از وظایف مهم مدیران برای ایجاد سرمایه اجتماعی، این است که فرصتهای مداوم و مشخصی برای آموزش درون سازمانی و برون سازمانی تدوین و برنامه سالانه برای تمامی سطوح مشاغل تهیه و به کارکنان ابلاغ کنند. (کاپللی، ۲۰۰۲،ص۲)

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *