جلد چهارم ماده‌ها و نرهاي بالغ ظاهر مي‌شوند كه نرها از ريشه خارج شده و زندگي آزاد در خاك را شروع مي‌كنند و ماده‌هاي بالغ شروع به تخم‌گذاري مي‌نمايند. تخم‌گذاري در اغلب گونه‌ها به طريق پارتنوژنزيز صورت مي‌گيرد. دماي بهينه براي نمو تخم‌هاي
M. arenaria و M. incognita , M. javanica 10 تا 15 درجه سانتي‌گراد، و براي M. hapla حدود 9 درجه سانتي‌گراد است. همچنين دماي بهينه براي رشد لاروها و نماتدهاي بالغ
M. arenariaو M. incognita, M. javanica بين 25 تا 30 درجه سانتي‌گراد است
(1985 Van Gundy,).

1-3-9- پيشگيري و كنترل نماتد ريشه گرهي
1-3-9-1- اقدامات زراعي:
با توجه به اينكه نماتد به وسيله آب، خاك، نهال، و بقاياي ريشه گياهان آلوده منتقل و منتشر مي‌گردد، لذا براي پيشگيري بايد موارد بهداشتي زير را رعايت نمود( باروتي و علوي، 1381).
1ـ خودداري از كاشت نهال آلوده
2ـ محصور نمودن باغها به منظور جلوگيري از ورود حيوانات و افراد متفرقه كه باعث انتقال خاك آلوده به باغ مي شوند.
3ـ كنترل مسير آب آبياري به طوري كه جريان آب از زمينهاي آلوده عبور نكند.
4ـ شستشو و عاري نمودن چرخ ادوات و ماشين‌آلات از خاك و گل، قبل از ورود به اراضي سالم.
5ـ تلفيق كود مرغي و شيميايي NPK از مؤثرترين تيمارها در كاهش تعداد تخم و لارو نماتد در خاك و ريشه بوده است( نصراصفهاني و احمدي، 1384).
البته اقداماتي از قبيل يخ آب زمستانه و مبارزه با علفهاي هرز نيز مي‌تواند در كاهش خسارت موثر باشد و همچنين بر اساس تجارب به دست آمده استفاده از كودهاي پتاسه در اراضي مبتلا به نماتد ريشه گرهي، تحمل درختان را به اين نماتد افزايش مي‌دهد( فريور مهين، 1378).

1-3-9-2- استفاده از ارقام مقاوم:
گونه Pistacia vera ( پسته معمولي) در شرايط مساعد از حساس‌ترين پايه‌ها نسبت به اين نماتد مي‌باشد( حقدل، 1384). استفاده از ارقام مقاوم يكي از مهمترين و مطمئن‌ترين راههاي مبارزه با نماتد ريشه گرهي است. گونه‌هاي Pistacia، Pistacia atlantica Desf ، Pistacia integerrima stewart و terebinthus L., ،( كسور) Pistacia khinjuk stocks و Pistacia mutica ( بنه يا پسته وحشي) به نماتد ريشه گرهي مقاوم بوده يا اينكه ميزبان نامناسبي براي آن محسوب مي شود( فريور مهين، 1378).
1-3-9-3- كنترل شيميايي:
تركيبات شيميايي متنوعي براي مبارزه با نماتدهاي مولد غده مورد استفاده قرار گرفته‌اند، برخي از آنها مانند متيل برومايد (Methylbromide)، اتيلن دي برومايد (Ethylene dibromide=EDB)، دي دي (D-D=Dichloropropane+Dichloropropene) و D ـ 3, 1 ( Dichloro propen 3 , 1) جنبه تدخيني داشته و بايد قبل از كاشت، در خاك وارد شوند. D ـ 3 , 1 در بعضي از موارد بعد از كاشت نيز مصرف شده است.
متام سديم (Metham Sodium) تركيب ديگري است كه بر عليه اين نماتدها به كار رفته است اين تركيب را مي‌توان به ميزان 110 تا 145 سي‌سي در هر متر مربع، سم را با 2 تا 7 ليتر آب مخلوط نمود و در سطح خاك محلول پاشي نموده و سپس خاك را زير و رو كرده، و يا آن را با آب آبياري مخلوط نمود( باروتي و علوي، 1381).
دو گروه ديگر از تركيبات نماتدكش، كارباماتها (Carbamate) و ارگانوفسفاتها (Organophosphate) هستند كه در عين حال داراي خاصيت حشره‌كش نيز مي‌باشند. مهمترين اين تركيبات آلديكارب (Aldicarb) اگزاميل (Oxanyl)، اتوپراپ(Ethoprop) و فناميفوس (Fenamiphos) مي‌باشند. تركيبات فوق سيستميك بوده و مي توان آنها را بصورت محلول يا گرانول در موقع كاشت يا در زمان رشد گياه به خاك اضافه نمود. اين تركيبات مي‌توانند نماتد ريشه‌گرهي را در بسياري از محصولات كنترل كنند، اما علاوه بر سميت فوق‌العاده، مصرف آنها در سالهاي اخير منجر به آلودگي محيط زيست و بخصوص آبهاي زيرزميني شده و لذا در بعضي نقاط استفاده از آنها ممنوع اعلام شده است (عامري، 1374). طبق بررسي‌هاي فريور مهين نماتدكش‌هاي مختلف از جمله گرانول تراكورپ به ميزان 25 گرم در متر مربع و نماگون به ميزان 5 گرم در متر مربع روي نهال‌هاي آلوده پسته به نماتد ريشه‌گرهي موثر بوده است( سميع و همكاران، 1384).

1-3-9-4- كنترل بيولوژيكي:
كنترل شيميايي نماتدهاي پارازيت با استفاده از نماتدكشهاي سيستيميك صورت مي‌گيرد. به دليل هزينه‌هاي سنگين سموم و افزايش نگراني براي حفظ سلامتي محيط زيست، استفاده از سموم نماتدكش براي كنترل نماتد كاهش يافته ( هاديان و همكاران، 1387). كنترل بيولوژيك از جمله روشهاي طبيعي مهار عوامل بيماري‌زاي گياهي و كاهش خسارت آن ها مي‌باشد. بررسي ارتباط متقابل بين حداقل سه ارگانيزم ( گياه، پاتوژن و عوامل كنترل كننده بيولوژيك) در بين فاكتورهاي متعدد محيطي زنده و غير زنده از جمله موارد مورد توجه محققين و به عنوان اطلاعات لازم در جهت استفاده از اين تكنيك در مديريت عوامل بيماري‌زاي گياهي مي‌باشد( صاحباني و همكاران، 1385).
بررسي‌ها نشان داد كه قارچ Trichoderma harzianum يكي از عوامل مفيدي است كه مي‌تواند با پارازيته‌كردن تخم و لارو نماتد M. javanica جمعيت اين پارازيت را، كاهش مي‌دهد. اين قارچ همچنين قادر است مقاومت گياه را در مقابل نماتدها تحريك نموده و باعث كاهش خسارت نماتد گردد(تصوير 1-12)( Schnider and Ullrich, 1994 ، Van loon and Van Strien, 1999).
باكتري Pasteuria penetrans باعث كنترل بيولوژيك نماتدها بويژه نماتدهاي ريشه گرهي مي شود اين باكتري علاوه بر جلوگيري از توليد مثل گونه‌هايي جنس Meloidogyne باعث كاهش قدرت نفوذ نوزادهاي سن دوم اين نماتدها به گياه نيز مي‌گردد(تصوير1-13) ( stirling 1981,stirling et al . , 1986 ).

تصوير1-12: تاثير مستقيم قارچ Trichoderma hazianum روي نماتد Meloidogyne javanica .A لارو سن دوم نماتد آلوده به قارچB، تخم نماتد آلوده به قارچ(اقتباس از et al., 2001 Sharon)

تصوير 1-13: تصاوير ميکروسکوپي از لارو سن 2 آلوده به باکتري Pasteuria penetrans(اقتباس ازet al ., 2007 El-Saedy (

ريشه بعضي گياهان داراي ترشحاتي است كه روي نماتدها تاثير منفي دارد، يكي از اين گياهان گل جعفري (Tagetes spp.) است كه به علت داشتن ماده سمي آلفاترتنيل از دسته پلي‌تينيله(polythienyles) در كنترل بيولوژيكي عليه نماتد ريشه گرهي بكار مي‌رود. كشت گل جعفري در زمين باعث پايين آوردن جمعيت نماتد ريشه گرهي مي شود، ليكن اثر ترشحات ريشه اين گياه، براي مدت زيادي در زمين نمي‌ماند و پس از كشت گياه حساس، جمعيت نماتد مجدداً رو به افزايش مي گذارد. لازم به ذكر است استفاده از سموم گياهي همانند عصاره دانه چريش و برگ توتون جهت مبارزه با اين نماتد توصيه شده است(تصوير 1-14) (, 1984 Haung ؛ باروتي و علوي، 1381).

تصوير 1-14: ميوه هاي تازه وزرد رنگ و ميوه هاي خشک و قهوه اي رنگ چريش(اقتباس از هاديان و همکاران ،1387)

فصل دوم
مروري بر مطالعات انجام شده

2-1- تاريخچه نماتد ريشه گرهي در جهان
نماتد مولد غده ريشه اولين بار در دنيا در سال 1855 بوسيلة بركلي از روي خيار گلخانه‌اي از انگلستان گزارش گرديده است(Karssen, 2002).
جوبرت (Jobert) در سال 1875 در برزيل اولين بيماري ايجاد شده توسط نماتد ريشه گرهي را، روي ريشه قهوه گزارش داد(Karssen, 2002).
كورنو(Cornu) در سال 1978 از فرانسه، نماتدهاي مولد غده ريشه را از ريشه‌هاي اسپرس مشاهده نمود و نام آن را Anguillula marioni ارائه نمود.
در سال 1872، Greeff نماتد مولد غده ريشه جداسازي شده از ريشه نوعي گياه را با نام علمي Anguillula radicicola تشريح نموده است و به پيروي از آن در سال، 1884 Muller از درون گالهاي گياه Dodartia orientalis، نماتدهايي پيدا كرد و تشخيص داد كه آن‌ها به جنس Heterodera ارتباط دارند. او اشتباهاً آن‌ها را شبيه Anguillulina radicicola كه از روي ميزبان مشابه توسط Greeff در سال 1872 تشريح شده بود، دانست و بنابراين آن‌ها را Heterodera radicicola ناميد.
گولدي Goeldi در سال 1887، با انتشار شرح جزئيات نماتد مولد غده در ريشة قهوه، نام آن را Meloidogyne exigua نهاد.
در سال 1887Goeldi از قهوه در برزيل نماتد M. exigua را جدا نمود.
اگر چه Cobb در سال 1924 اظهار كرده بود كه تفاوتهاي مورفولوژيكي بين نماتد سيستي چغندرقند و نماتد مولد غده ريشه وجود دارد و براي آن جنس يا زير جنس Caconema را قائل شد. اما همچنان تا اوايل قرن بيستم نماتد مولد غده ريشه تحت عنوان H. radicicola ناميده شد
( Chitwood ,1979) .
در سال 1932، Goodey نامگذاري نماتدها را تجديدنظر كرد و اشاره نمود كه ارتباطي بين نماتد Anguillulina radicicola با Heterodera و Meloidogyne وجود ندارد و آن نماتدي است كه اكنون Subanguina ناميده مي‌شود.
Chitwood در سال 1949، با تاييد نام Meloidogyne exigua براي نماتد مولد غده ريشه قهوه به عنوان گونه‌اي از جنس Meloidogyne، سه گونه ديگر به نام (Treub,1885) M. javanica ، M. arenaria (Neal, 1889) و M. incognita(Kofid and White, 1919) و را مجدداً بررسي و تشريح نمود و همچنين گونة جديد M.hapla و واريتة جديد M. incognita var acrita را توصيف نمود.
از روي گلابي در ژاپن نماتد Meloidogyne hapla گزارش شد(Nyczepir and Halbrendt, 1993).
در سال 1993، از روي زرشك، نماتد Meloidogyne hapla را جدا نمود(1993 Southey,).
حضور نماتدهاي Meloidogyne spp، pratylenchus neglectus و xiphinema americanum را از روي درختان پسته در sanliurfa در تركيه گزارش كردند (Mckenry and Kretsch, 1984).
نماتد M. incognita از روي محصولات ،در New Guinea (Price and Linge,1979) و هند (Singh et al., 1979) و (Teruya et al.,1984)Okinawa شناسايي کردند.
از روي قهوه در كوبا، نماتد Meloidogyne mayaguensisگزارش شد(Rodriguez et al.,1995).
شش‌گونه Meloidogyne chitwoodi، M. fallax، M. hapla، M. arenaria ، M. incognita، M. javanica را از روي سيب‌زميني گزارش كردند(Netscher,1973;jatala & Bridye ,1990; Brodie et al., 1993;Molendijk & Nulder, 1996).
آلودگي غده‌هاي سيب‌زميني به Meloidogyne spp. از آرژانتين گزارش شد(Chaves and Torres, 2001).
از روي زيتون‌هاي وحشي در جنوب اسپانيا، Meloidogyne baetica گزارش شد(Castillo et al .,2003).
از روي درخت هلو در Gainesville فلوريدا، نماتد floridensis Meloidogyne گزارش شد(Handoo et al ., 2004).
براي اولين بار، با توجه به مورفولوژيكي و آزمايشات ملكولي، نماتد مولد غده ريشه M. fallax را از روي غده سيب‌زميني كشف كردند (Nambiar et al ., 2008).
بر اساس گزارشات، قارچ Pochonia chlamydosporia var. chlamydosporia براي كنترل نماتد Meloidogyne javanica روي ريشه پسته استفاده شد به طوري كه اين قارچ تا 56 درصد از جمعيت نماتد را كنترل كرد(Ebadi et al., 2009) .
2ـ2ـ تاريخچه نماتد ريشه گرهي در ايران
نماتد مولد غده ريشه Meloidogyne javanica اولين بار در سال 1335 توسط قوام الدين شريف روي ريشه گوجه‌فرنگي در باغ كشاورزي قصر شيرين مشاهده و گزارش شده است( مهديخاني و همكاران، 1382).
بررسي خصوصيات مرفولوژيكي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید