و صدا، نور، تغييرات درجه حرارت، يا ساير تغييرات محيطي دچار آشفتگي مي‌گردند.
گاهي نيز برعکس، چنين بچه‌هايي شل و بي حال هستند، اکثر اوقات مي‌خوابند، و به نظر مي‌رسد که در ماه اول زندگي رشد آهسته‌اي دارند و هرچند در مورد اين بچه‌هاي شيرخوار پرتحرک بودن، کم خوابي و زياد گريه کردن معمول تر است. کودکان مبتلا به ADHD بسيار کمتر از کودکان معمولي احتمال دارد که با برقراري محدوديت‌هاي اجتماعي در محيط از فعاليت جابه جايي خود بکاهند.
در مدرسه، کودکان ADHD ممکن است به سرعت پاسخ به سوالات امتحاني را شروع کرده اما پس از جواب دادن يکي دو سوال دست از فعاليت بردارند. ممکن است نتوانند منتظر نوبت خود شوند و بخواهند به جاي هرکس ديگر جواب بدهند، در خانه نيز خاموش کردن آنها براي چند لحظه، بسيار دشوار است.
چنين کودکاني غالباً تحريک پذير يا انفجاري هستند. اين تحريک پذيري را ممکن است محرک بي اهميتي که موجب سردرگمي و ترس آن‌ها شده است به وجود آورد. اغلب از نظر هيجاني بي ثبات بوده و به آساني گريه و يا خنده سر مي‌دهند و خلق و عملکرد آن‌ها نيز متغير و غير منتظره است. رفتار خلق الساعه و ناتواني براي به تعويق انداختن رضايت از خصوصيات آنها است و غالباً مستعد حادثه هستند.
مسائل هيجاني همزمان شايع است. اين واقعيت که ساير کودکان اين رفتارها را ترک گفته و کودکان مبتلا به ADHD در همان موقع و به همان سرعت آن‌ها را ترک نمي‌گويند، ممکن است به عدم رضايت و فشار آوردن افراد بالغ بر آن‌ها منجر شود، برداشت منفي از خود و خصومت واکنشي اين کودکان با وقوف آن‌ها به ناراحتي دروني خويش بدتر مي‌شود.
خصوصياتي که بيش از همه مشاهده مي‌گردد، به ترتيب شيوع عبارتنداز: بيش فعالي، اختلال حرکتي- ادراکي، بي ثباتي هيجاني، نقص هماهنگي کلي، نقص توجه ( محدوديت ميدان توجه، حواس پرتي، تکرار و درجا زدن، ناتواني در تکميل کارها، بي توجهي، ضعف تمرکز) تکانشگري ( اقدام قبل از انديشيدن، تغييرات ناگهاني فعاليت، فقدان سازمان، بي قراري و ازجا پريدن در کلاس درس) اختلال حافظه و تفکر، ناتواني‌هاي خاص يادگيري، اختلال تکلم و شنوايي، و نشانه‌هاي عصبي مبهم و بي نظمي‌هاي الکتروآنسفالوگرافيک. تقريباً 75 درصد کودکان مبتلا به ADHD نشانه‌هاي رفتار پرخاشگري و نافرماني را به طور نسبتاً ثابتي نشان مي‌دهند. اما در حالي که نافرماني و پرخاشگري به طور کلي با روابط معيوب خانوادگي مربوط است، بيش فعالي با اختلال عملکرد در آزمون‌هاي شناختي مستلزم تمرکز رابطه‌ي نزديک تري دارد. در چند مطالعه بيان شده است که چندين نفر از بستگان کودکان بيش فعال خصوصيات شخصيت ضد اجتماعي نشان داده اند.
مسائل تحصيلي، هم در زمينه يادگيري و هم در زمينه رفتاري، شايع هستند. اين مسائل گاهي از اختلالات خاص يادگيري يا زبان که مربوط به رشد هستند، يا از حواس پرتي کودک و توجه نوسان دار که موجب کندي فراگيري، ذخيره سازي و ابراز معلومات مي‌گردد ناشي مي‌شوند اين مسائل، بخصوص هنگام آزمون‌هاي گروهي، خود را نشان مي‌دهند.
واکنش نامطلوب کارکنان مدرسه با رفتارهاي ويژه‌ي ADHD و پايين بودن عزت نفس به علت احساس بي کفايتي، ممکن است با اشارات ناخوشايند به همسالان همراه شده و مدرسه را جاي شکستي ناخوشايند براي اين کودکان سازد، اين امر، به نوبه‌ي خود ممکن است موجب کنش نمايي، رفتار ضد اجتماعي و خود شکني و خود کيفردهي گردد[52].
1-7-14-10- آسيب شناس و بررسي ازمايشگاهي
هيچ يافته آزمايشگاهي اختصاصي تشخيصي گذار براي اختلال بيش فعالي / کمبود توجه نيست. چندين معيار آزمايشگاهي در کودکان بيش فعال غالباً نتايج غير عادي غير اختصاصي بدست مي‌دهند. نظير الگوي نارس و آشفته در EEG و کاهش جريان خون مغزي در ناحيه پيشاني در توموگرافي نشر پوزيترون.
آزمون‌هاي شناختي مفيد براي تائيد بي توجهي و تکانشگري کودک مشتمل است براي انجام تکليف مستمر، که در آن از کودک خواسته مي‌شود هر بار که زنجيره مشخصي از حروف يا ارقام روي تابلو روشن مي‌شود دکمه‌اي را فشار دهد. کودکاني که توجه ضعيف دارند اشتباه حذفي مرتکب مي‌شوند. يعني، از فشار دادن دکمه موقع ظاهر شدن زنجيره در مي‌مانند. تکانشگري با اشتباه ارتکابي نشان مي‌دهند که در آن حتي وقتي زنجيره مطلوب هنوز روي صفحه ظاهر نشده است کودک نمي‌تواند در مقابل وسوسه فشردن دکمه مقاومت کند[52].
1-7-14-11- تشخيص افتراقي
ابتدا بايد مجوعه مزاجي فعاليت بالا و ميدان توجه محدود اما در طيف نرمال براي سن کودک در نظر گرفته شود. غالباً تفکيک اين خصوصيات مزاجي از علائم اساسي بيش فعالي- کمبود توجه قبل از 3 سالگي مشکل است. بيشتر به دليل انطباق خصوصيات دستگاه اعصاب تکامل نيافته طبيعي و نشانه‌هاي ابتدايي اختلال يا نقص‌هاي ديداري – حرکتي – ادراکي که در ADHD فراوان مشاهده مي‌گردد، لازم است اضطراب کودک ارزيابي شود. اضطراب 38ممکن است به صورت يکي از ويژگي‌هاي ثانوي با ADHD همراه شود و اضطراب تنها ممکن است به صورت بيش فعالي و حواس پرتي تظاهر کند.
بسياري از کودکان مبتلا به ADHD در واکنش به ناکامي مستمر در مورد شکست در يادگيري افسردگي ثانوي و در نتيجه آن عزت نفس پايين دارند. اين حالت بايد از اختلال افسردگي اوليه، که بيشتر احتمال دارد با کمبود فعاليت و کناره گيري مشخص باشد تفکيک شود. مانيا و ADHD در بسياري از خصوصيات اصلي نظير پرحرفي، بيش فعالي و حواس پرتي شديد مشترک اند. بعلاوه در کودکان مبتلا به مانيا به نظر مي‌رسد تحريک پذيري شايع تر از سرخوشي است. هرچند ممکن است مانيا و ADHD به طور همزمان وجود داشته باشند. در کودکان مبتلا به اختلال دو قطبي نوع I شدت و ضعف و نوسان نشانه‌ها بيشتر از ADHD است. مطالعات پيگيري که اخيراً در مورد کودکان واجد ملاک‌هاي ADHD که بعداً دچار اختلال دو قطبي شده بودند حاکي از آن است که بعضي از ويژگي‌هاي باليني که در جريان ADHD روي مي‌دهد پيش بيني کننده مانيا در آينده است. در پيگيري 4 ساله‌ي ADHD در کودکاني که بعداً مبتلا به اختلال دو قطبي نوع I شده اند، با وقوع توام بالاي اختلالات ديگر و سابقه‌ي بيشتر خانوادگي اختلالات دو قطبي و ساير اختلالات خلقي همراه بود تا کودکان فاقد اختلال دو قطبي.
غالباً اختلال سلوک39 و ADHD تواماً وجود دارد و هر دو تشخيص بايد گذاشته شود انواع مختلف اختلالات يادگيري نيز بايد از ADHD تفکيک شود چون ممکن است بچه‌اي بدليل يک اختلال يادگيري از خواندن و نوشتن ناتوان باشد تا بي توجهي، مع هذا ADHD غالباً با يک يا چند اختلال يادگيري از جمله اختلال در خواندن، اختلال در رياضيات و اختلال بيان نوشتاري همراه است[52].
1-7-14-12- سير و پيش آگهي
سير ADHD بسيار متغير است؛ ممکن است نشانه‌ها تا نوجواني يا جواني ادامه يابند، ممکن است در سن بلوغ فروکش کنند و يا ممکن است که بيش فعالي برطرف شده اما پايين بودن ميدان توجه و مشکلات کنترل تکانه باقي بماند. بيش فعالي معمولاً نخستين نشانه‌اي است که از بين مي‌رود و حواس پرتي آخرين نشانه‌اي است که برطرف مي‌شود. در يک مطالعه پيگيري 4 ساله‌اي که اخيراً انجام شده ADHD به طور کلي حالت مستمر داشت. استمرار بيماري با وجود سابقه‌ي خانوادگي اختلال، رخدادهاي منفي زندگي و توام شدن با علائم مربوط به سلوک، افسردگي و اضطراب قابل پيش بيني بود. بهبودي قبل از 12 سالگي معمولاً ديده نمي‌شود. اگر بهبودي روي دهد معمولاً بين 12 تا 20 سالگي است. بهبود ممکن است با زندگي نوجواني پربار، زندگي سازنده در دوران بزرگ سالي، روابط بين فردي رضايت بخش، و يادگارهاي معدودي از اختلال همراه باشد.لذا اکثر بيماران مبتلا به ADHD، بهبود نسبي پيدا کرده و مستعد اختلال شخصيت ضد اجتماعي، سوء مصرف مواد و اختلالات خلقي آسيب پذير هستند. مشکلات يادگيري معمولاً در سراسر عمر ادامه مي‌يابد.
در حدود 15 تا 20 درصد موارد، نشانه‌ها تا دوران بزرگ سالي تداوم مي‌يابد. چنين کساني ممکن است کاهش بيش فعالي نشان دهند، اما هم چنان تکانشي و مستعد حادثه باقي مي‌مانند. هرچند پيشرفت تحصيلي و آموزشي آن‌ها کمتر از افراد غير ADHD است ولي سابقه‌ي اشتغال اوليه آن‌ها از کسان ديگري که تحصيلات مشابه دارند متفاوت نيست.
کودکان مبتلا به اين اختلال که علائم آن‌ها تا نوجواني ادامه مي‌يابد خطر ابتلا به اختلال سلوک بالا است. تقريباً 50 درصد کودکان مبتلا به اختلال سلوک در بزرگسالي شخصيت ضد اجتماعي پيدا مي‌کنند.کودکان مبتلا به ADHD و اختلال سلوک همزمان در خطر ابتلا به سوء مصرف مواد نيز قرار دارند. بروز اختلال سوء مصرف مواد در نوجواني به نظر مي‌رسد با وجود اختلال سلوک رابطه دارد تا ADHD به تنهايي.
اکثر کودکان مبتلا به ADHD دچار برخي مشکلات اجتماعي هستند. آن دسته از کودکان مبتلا به ADHD که از نظر اجتماعي دچار مشکل هستند به طور قابل ملاحظه‌اي ميزان بالاتري از اختلالات رواني همراه دارند و مشکلات بيشتري در مدرسه، با همسالان و اعضاي خانواده پيدا مي‌کنند. به طور کلي، فرجام ADHD در کودکان به نظر مي‌رسد با ميزان آسيب رواني پايدار همراه بخصوص اختلال سلوک، ناتواني اجتماعي و عوامل مربوط به خانواده آشفته ارتباط دارد. بهترين نتايج ممکن است با بهبود عملکرد اجتماعي، کاهش پرخاشگري و اصلاح هرچه سريع تر شرايط خانوادگي به دست آيد[52].

مروري بر مطالعات انجام شده
در مطالعه‌اي که توسط Ayelet Lahat و همکارانش در سال 2014 در کانادا در مورد ADHD ونقش هوش در نوجواني درميان نوجوانان متولد شده با وزن تولد کم بر روي 179 بچه با وزن تولد بسيار کم و 145 بچه با وزن نرمال انجام شد تفاوت معني داري بين جنس ، سطح سواد مادر و سطح سواد بچه وجود نداشت.همچنين تفاوت زيادي در مورد ADHD در بين بچه‌هاي با وزن تولد بسيار کم و وزن نرمال ديده نشد[53].
در مطالعه‌اي که توسط Kelly M. Jonesa و همکارانش در سال 2013 در ايرلند در مورد صلاحيت اجتماعي کودکان متولد شده بسيار نارس بر روي 103 کودک وزن کم تولد و 105 کودک با وزن نرمال انجام شد کودکان با وزن تولد کم در مقايسه با همسالان با وزن نرمال خود تطابق ضعيف تر عاطفي و رفتاري داشتند. که در اين کودکان مشکلات رفتاري 4/19 درصد، مشکلات عاطفي 2/28 درصد، و مشکلات تعامل اجتماعي 8/23 درصد بود[54].
در مطالعه‌اي که توسط Cynthia E. Rogers و همکارانش در سال 2013 در آمريکا در مورد تولد پيش از موعد، افسردگي مادر ، ريسک فاکتوري براي بيماريهاي رواني در سنين قبل از مدرسه بر روي 306 کودک بين سن‌هاي 3 تا 6 سال انجام شد نتايج زير حاصل شد : در اين مطالعه بيماران را به سه گروه قبل از ترم (39n=)، ترم(78n=) و فول ترم ((n=154 تقسيم کردند که ميزان ADHD در گروه قبل از ترم 4/15درصد ، ترم 5/11 درصد و در فول ترم 17 درصد بوده است[55].
در مطالعه‌اي که توسط T.H.Cak و همکارانش در سال 2012 در ترکيه در مورد پره ماچوريتي و ADHD در سن قبل از مدرسه از 226 کودک متولد شده بين 30 تا 36 هفته و بستري در NICU انجام شد 34 درصد بچه‌ها يک بيماري روان پزشکي داشتند و 21 درصد آن‌ها مبتلا به ADHD و 23 درصد اين بچه‌ها دچار بيماري‌هاي اضطرابي و شب ادراي بودند[56].
در مطالعه‌اي که توسط Jorrit F. de Kieviet و همکارانش در سال 2012 در هلند در مورد مشکل نقص توجه در بچه‌هاي بسيار نارس در مقايسه با گروه کنترل هم سن خود در سنين مدرسه بر روي 66 بچه نارس و 66 بچه کنترل انجام شد نتايج زير حاصل شد : کاهش قابل توجهي در توانايي حافظه کودکان پره ماچور ديده شد اما سن وجنس و وضعيت اجتماعي – اقتصادي در نوزادان پره ترم و ترم تفاوت واضحي نداشتند. هم چنين

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید