دانلود پایان نامه

ی باشد(ASB-1997). بنابراین هرگاه حقی را که بتوان بطور جداگانه موجب ایجاد منافع آتی در طولانی مدت گردد و نیز قابل کنترل باشد می توان به عنوان یک دارایی ثابت نامشهود طبقه بندی نمود. همچنین در این بخش به استاندارد های حسابداری و تشریح مسائل مربوط به عوامل بیرونی خرد متمرکز می باشد. همواره مشاهده می گردد در خصوص استاندارد های مربوط به حسابداری منابع انسانی در استاندارد های تدوین شده یا آموزش ها و تحقیقات علمی کاربردی و به متعاقب آن قوانین الزام آور در سازمان های ذینفع همانند سازمان حسابرسی، دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی و فدراسیون فوتبال مغفول واقع گردیده است.
2-2-2-2) دارایی نامشهود در استانداردهای حسابداری بین المللی و ایران:
دارایی نامشهود در استانداردهای بین المللی به عنوان یکی از اقلام با اهمیت در طبقه دارایی شناسایی می شود. که پیرو آن استاندارد داخل کشور هم نیز مورد بررسی و شناسایی قرار گرفته که متعاقباً استاندارد خاص دارایی نامشهود نیز تدوین گردیده است. دارایی نامشهود در استاندارد های بین المللی به شرح ذیل مورد بررسی و عنوان می گردد.
2-2-2-2-1)کمیته بین المللی استاندارد حسابداری1:
استاندارد شماره 22 این کمیته در سال 1983 براینکه سرقفلی خریداری شده باید سرمایه ای گردیده و در دوره مدت استفاده از آن که بیشتر از 5 سال می باشد مستهلک شود. در این شماره هیچ بیانیه ای صریح و روشنی درباره دارایی نامشهود ایجاد شده سازمان منتشر نگردید. دارایی هایی که جدا از سرقفلی هستند به عنوان دارایی نامشهود شناخته شده و در غیر این صورت به عنوان سرقفلی خریداری شده منظور می گردند.

1. International Accounting Standards Committee
در اصلاحیه استاندارد شماره 22 در سال 1989 به سرمایه ای و مستهلک کردن سرقفلی پرداخته شد و نیز سرقفلی را یک دارایی بدون تاثیر مادی دانست. در دیگر اصلاحیه این استاندارد که در سال 1995 منتشر گردید، سه معیار را جهت شناسایی یک قلم دارایی نامشهود و طبقه بندی آن در ترازنامه و مستهلک کردن در یک دوره 20 ساله معین نمود: 1) دارایی نامشهود باید بدون ماهیت فیزیکی بوده و یک حقوق قانونی جدا از کسب و کار باشد، 2) باید منافع اقتصادی آتی آن محتمل باشد. بنابراین در بالا بردن منافع نقش ایفا کند و قصد استفاده از آن معین باشد و در همان نقش تعیین شده به کار گرفته شود، 3) بهای تمام شده آن قابل اندازه گیری باشد.
منتقدین به اینکه 20 سال سقف عمر مفید دارایی می باشد و یک واقعیت اقتصادی را منعکس می کند، معتقد نیستند. در اصلاحیه سال 1997 بر دارایی نامشهود هزینه تحقیق و توسعه که توسط بنگاه ها تولید شده افزوده شد. پس از تهیه پیش نویس شماره 9 این معیار اول اینکه جدا از هم شناسایی می شوند. ولی تفکیک شرط لازم برای شناسایی نیست. معیاردوم، اینکه اقلام باید توسط سازمان به عنوان نتیجه ای از وقایع و فعالیت های گذشته باشد. معیار سوم، در زمانی که انتظار می رود جریان منافع اقتصادی آینده را به شرکت وارد نماید.
2-2-2-2-2) هیات تدوین استانداردهای حسابداری1:
ایالات متحده نظریه شماره 17 دارایی نامشهود را در سال 1970 منتشر نمود. که در آن دارایی نامشهود را در ترازنامه اگر از هم جدا باشند و عمر مفید داشته باشد به رسمیت می شناسد. این اقلام در ترازنامه به عنوان اقلام سرمایه ای شناسایی می شوند و در طی عمر مفید خود که محدود به چهل سال است مستهلک می شوند.
2-2-2-2-3)گزارشگری مالی استرالیا2:
برای اولین بار در گزارشگری مالی استرالیا، دارایی نامشهود در استاندارد شماره 8 تحت همین عنوان مطرح گردید. که در آن دارایی نامشهود را قابل شناسایی دانسته و استهلاک آن را اجباری ندانست. گزارشگری مالی استرالیا تحت تاثیر پیش نویس 49 در ماه اوت 1989 اقدام به تدوین و فرموله کردن استاندارد دارایی نامشهود نمود. سرمایه ای کردن و استهلاک اجباری اقلام در طی بیست سال محدود نمود، مگر اینکه توجیه ارائه گردد.
1. Financial Accounting Standards Board
2. Australian Accounting Research Foundation
2-2-2-2-4)دارایی نامشهود در استانداردهای حسابداری ایران:
دارایی نامشهود در استاندارد های داخل کشور نیز مورد توجه قرار گرفته و اولین استاندارد با عنوان دارایی نامشهود در سال 1380 تدوین گردیده است. که در آن دارایی نامشهود:
به یک دارایی غیر پولی و فاقد ماهیت عینی اطلاق می شود که:
الف: به منظور استفاده در تولید یا عرضه کالاها یا خدمات، اجاره به دیگران یا برای مقاصد اداری توسط واحد تجاری نگهداری می شود،
ب: با قصد استفاده طی بیش از یک دوره مالی توسط واحد تجاری تحصیل شده باشد، و
ج: قابل تشخیص باشد، تعریف می نماید.
همچنین یک قلم دارایی نامشهود تنها زمانی باید شناسایی شود که:
الف: جریان منافع اقتصادی آتی دارایی به درون واحد تجاری محتمل باشد، و
ب: بهای تمام شده دارایی به گونه ای اتکاپذیر قابل اندازه گیری باشد.
استاندارد شماره 17 در سال 1386 تجدید نظر گردید. که در آن دارایی نامشهود یک دارایی غیرپولی و فاقد ماهیت عینی تعریف گردید. يک دارايي هنگامي معيار قابليت تشخيص را در تعريف دارايي نامشهود احراز مي‌کند که يکي از شرايط زير را داشته باشد:
الف: جدا شدني باشد، يعني بتوان آن را به منظور فروش، انتقال، اعطاي حق‌ امتياز، اجاره يا مبادلـه (به صورت جداگانه يا همراه با يک قرارداد، دارايي يا بدهي مرتبط) از واحد تجاري جدا کرد،يا
ب: از حقوق قرار
دادي يا ساير حقوق قانوني ناشي شود، صرف نظر از اينکه آيا چنين حقوقي قابل انتقال يا جدا شدني از واحد تجاري يا ساير حقوق و تعهدات باشديا خير.
يك‌ قلم‌ دارايي‌ نامشهود بايد تنها زماني‌ شناسايي‌ شود كه‌ :
الف‌: جريان‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ دارايي‌ به‌ درون‌ واحد تجاري‌ محتمل‌ باشد، و
ب‌: بهاي‌ تمام‌ شده‌ دارايي‌ به گونه‌اي‌ اتكاپذير قابل‌ اندازه‌گيري‌ باشد.
در این استاندارد عنوان می دارد، يك‌ دارايي‌ نامشهود به‌ هنگام‌ شناخت‌ اوليه‌ بايد به‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ اندازه‌گيري‌ شود.
واحد تجاري بايد يکي از دو روش ” بهاي تمام‌شده“يا ” تجديد ارزيابي“ را به عنوان رويه حسابداري خود انتخاب کند و آن را در مورد تمام اقلام يک طبقه دارايي نامشهود بکارگيرد. در روش بهای تمام شده دارايي‌ نامشهود پس از شناخت‌ اوليه‌ بايد به‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ پس از كسر استهلاك‌ انباشته‌ و هرگونه‌ كاهش‌ ارزش‌ انباشته منعكس‌ ‌شود و نیز در روش تجدید ارزیابی پس از شناخت اوليه دارايي نامشهود، چنانچه ارزش منصفانه به گونه‌اي اتکاپذير قابل اندازه‌گيري باشد بايد آن را به مبلغ تجديد ارزيابي (ارزش منصفانه در تاريخ تجديد ارزيابي) پس از کسر استهلاک انباشته و کاهش ارزش انباشته بعدي، ارائه کرد. تجديد ارزيابي بايد به طور منظم انجام شود تا اطمينان حاصل گردد مبلغ دفتري، تفاوت با اهميتي با ارزش منصفانه در تاريخ ترازنامه ندارد. شرايط ارزيابي و نحوه انعکاس در صورتهاي مالي تابع مفاد استاندارد حسابداري شماره 11 با عنوان “داراييهاي ثابت مشهود” می باشد.
2-2-2-3)تعریف حسابداری منابع انسانی، نیروی انسانی به عنوان دارایی و هزینه یابی آن:
ﮐﻤﯿﺘﻪ اﻧﺠﻤﻦﺣﺴﺎﺑﺪاريﻣﻨﺎﺑﻊاﻧﺴـﺎﻧﯽ آﻣﺮﯾﮑﺎ1 ،در ﻧﺸـﺮﯾﻪ ﺳـﺎل1973 ﺧـﻮد ﺣﺴـﺎﺑﺪاري ﻣﻨـﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﯽ را اﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻣﯽﮐﻨﺪ: ﺳﻠﺴﻠﻪ ﻣﺮاﺣﻠﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﺸﺨﯿﺺ و ﺗﺄﻣﯿﻦ داده ﻫﺎي ﻣﻮرد ﻧﯿﺎز و ﻣﺮﺑﻮط ﺑﻪ ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﯽ ﮐﻤـﮏ و ﻣﻮﺟـﺐ اﻧﺘﻘـﺎل اﯾﻦ اﻃﻼﻋﺎت ﺑﻪ ﻃﺮف ﻫﺎي ذﯾﻨﻔﻊ ﺷﻮد(ﻟﯽ. دي. ﭘﺎرﮐﺮ و…1373).
بر اساس این تعریف، نیروی انسانی هر سازمانی، زمانی باید به ‌عنوان دارایی در متن صورتهای مالی گزارش شوند که انتظار رود می‌توانند موجب افزایش سودآوری آینده شرکت از طریق بهبود تولید و ارائه کالاها و خدمات شوند(فلیم هولتز و دیگران-2002) و نیزکمیته ناظر بر حسابداری منابع انسانی وابسته به اﻧﺠﻤﻦﺣﺴﺎﺑﺪارن آﻣﺮﯾﮑﺎ2 در جهت افشاء هزینه های اجتماعی در موضوع استاندارد شماره 5 هیأت تدوین استانداردهای حسابداری مالی3، ﺣﺴﺎﺑﺪاري ﻣﻨﺎﺑﻊ اﻧﺴﺎﻧﯽ را به عنوان فرآیند شناسایی و اندازه گیری اطلاعات مربوط به منابع انسانی و ارائه آن به افراد ذینفع تعریف کرده است(رهنمای رودپشتی-1387).
در سازمان های امروزی بیش از آنکه ماشین آلات و تاسیسات موجب ایجاد منافع آتی گردد، منابع انسانی نقش بسزایی را در ایجاد منافع و سوددهی در سازمان ها دارند. بنابراین طرفداران حسابداری منابع انسانی بر این اعتقادند که منابع انسانی موجب رشد کیفیت کالاها و خدمات تولیدی می گردند و سرمایه گذاری بر منابع انسانی در حفظ کارایی سرمایه گذاری لازم می باشد. در حسابداری متداول، تمام سرمایه گذاری هایی که لازم گزینش، انتخاب، آموزش و حقوق و مزایا است به عنوان هزینه برای تعیین سود خالص شرکت در نظر گرفته می شود. در حالی که بیشتر این مخارج، سرمایه گذاری در ایجاد دارایی هایی

1. Association Committee on Human Resources Accounting
2. American Accounting Association
3. Financial Accounting Standards Board
است که ارزش آتی سازمان را تعیین می کنند، این امر باعث می شود که اطلاعات گمراه کننده شده و در تصمیم گیری ها به اندازه کافی مفید واقع نگردد(فلیم هولتز، حسن قربان-1379). بنابراین منابع هزینه هایی که صرف جذب و آموزش منابع انسانی می شود را می توان به عنوان یک دارایی در صورتهای مالی طبقه بندی نمود.
2-2-2-4) روش های اندازه گیری و تعیین ارزش منابع انسانی:
ارزش یک دارایی در واقع ارزش منافع آن دارایی در آینده است. برخی از روش های متداول در ارزش گذاری منابع انسانی به شرح ذیل می باشد:
2-2-2-4-1) نظریه بهای تمام شده تاریخی:
این نظریه مبتنی بر اصول متداول حسابداری است. طبق این نظریه، هزینه های انجام شده برای کارکنان به طور مستقیم موجب افزایش ارزش خدمت آنها می گردد. هزینه های آموزش کارکنان نیز موجب افزایش قدرت انسانی می شود. در این روش، ارزش منابع انسانی از طریق محاسبه بهای تمام شده تاریخی آن محاسبه می گردد. بهای تمام شده منابع انسانی شامل هزینه های استخدام آموزش کارکنان است که در یک نیرو شامل دو جزء مستقیم و غیرمستقیم است(رهنمای رودپشتی-1387).
با توجه به تعریف ارائه شده، می توان نظریه بهای تمام شده تاریخی را به عنوان نظریۀ سازگار با جذب بازیکنان به روش خرید بازیکنان آزاد در زمان نقل و انتقال در باشگاه های فوتبال دانست. بازیکنان فوتبال در زمانی تعیین شده در صورت نداشتن قرارداد با تیمی، از سوی باشگاه های فوتبال با پیشنهاد جذب مواجه می گردند، این خود موجب ایجاد یک بازار رقابتی برای جذب بازیکنان از سوی باشگاه های فوتبال گردیده و نیز تعیین ارزش منصفانه بازیکنان را به همراه خواهد داشت. بنابراین روش بهای تمام شده تاریخی را می توان یک روش متناسب برای ارزش گذاری بازیکنان دانست.
هر چند دلایلی همچون: هماهنگی با نحوه عمل جاری حسابداری مبتنی بر اصول حسابداری، عینی بودن، قابل قبول برای مراجع قانونی و استفاده از کمترین برآوردهای ذهنی بر انتخاب این نظریه به عنوان یک نظریه منتخب می افزاید.
2-2-2-4-2)نظریه ارزش جایگزینی:
ارزش جایگزینی منابع انسانی، همان مخارج جایگزین کردن منابع انسانی موجود در یک سازمان است، ارزش جایگزینی در این روش شامل اقلامی به شرح زیر است:
الف) هزینه های استخدام افراد جدید برای مشاغل موجود
ب) هزینه آموزش افراد جدید
ج) هزینه انتقال یا اخراج فرد شاغل(رهنمای رودپشتی-1387).
این روش به عنوان یکی از روشهایی برای ارزش گذاری بازیکنان پرورش یافته در باشگاه انتخاب شده است. ارزیابی این گونه بازیکنان در کنار بازیکنان خریداری شده و انعکاس آنها در ترازنامه، اطلاعات سودمندی به سهامداران و سایر ذینفعان می دهد، بنابراین ارزش گذاری این بازیکنان از اهمیت فراوانی برخوردار


دیدگاهتان را بنویسید