اکتشافي براي اثر گذاري روي عملکرد محصول پرداخته است. عليرغم پيشرفتها در درک تمايزات بين انواع مختلف جهت گيري هاي يادگيري و بازار، با توجه به اينکه کدام انواع جهت گيري بازار به منظور بهبود عملکرد محصول جديد با يادگيري استثمار گرايانه و اکتشافي کار مي کند، مدارک کمي وجود دارد. با استفاده از يک نمونه شامل216 شرکت کانادايي با تکنولوژي بالا، نويسندگان دريافتند که عملکرد محصول جديد تنها زماني که يادگيري اکتشافي با جهت گيري بازار کنشگر در ارتباط است، بالا مي رود. عملکرد محصول جديد زماني که يادگيري اکتشافي با جهت گيري بازار پاسخگو انجام مي شد و زماني که يادگيري استثمارگرايانه با جهت گيري بازار کنشگر اجرا مي شد، مجاز بود (يانوپلوس وهمكاران، 2012).
اندرسون و همكاران39 (2012) در مقاله اي تحت عنوان “درک رابطه بين جهت گيري کارافريني و قابليت يادگيري راهبردي: بررسي تجربي” به بررسي رابطه بين قابليت يادگيري راهبردي – مهارت شرکت در توليد و انگاه عمل روي دانش راهبردي-و جهت گيري کارافريني(EO) مي پردازد. در حاليکه نظريه، ناگزيري ساخت قابليت يادگيري راهبردي را بصورت کارافرينانه رفتار کردن ثابت مي کند، تحقيقات تجربي معدودي براي معتبر ساختن اين پيشنهاد و حتي درک کمتري در مورد چگونگي و چرايي مشارکت EO در قابليت يادگيري راهبردي وجود دارد. نتايج تجربي از 110 شرکت ساخت و توليد تاثير مستقيم EO را روي قابليت يادگيري راهبردي تصديق مي نمايد و براي سه ساخت – organicity ساختاري، نواوري بازار و حالت تشکيل راهبرد- که بصورت کامل رابطه قابليت يادگيري را وساطت مي کند، حمايتي را يافته است (اندرسون و همكاران، 2012).
سالج و ويرا (2012) در مقاله اي تحت عنوان “بهره گيري از نواوري بخش دولتي: نقش تعديل کننده جهت گيري مشتري و يادگيري” به بررسي اينکه آيا پرداخت منفعت از مشارکت در نواوري در سطح سازماني جهت گيري يادگيري و مشتري محتمل است يا خير، مي پردازد. نويسندگان پيشنهاد مي کنند که فعاليت نواوري زماني که سطح جهت گيري مشتري و يادگيري در درون سازمان کانوني بالاست، با کيفيت خدمات دولتي بالاتر در ارتباط است. انها با تکيه بر مجموعه داده هاي پنل جديد که همه سازمانهاي بيمارستاني غير تخصصي دولتي را در انگلستان، پوشش مي دهد، اين فرضيه را آزمودند. با استفاده از روشهاي براورد داده هاي پنل پويا، نويسندگان حمايتي قوي را براي رابطه مستقيم بين فعاليت نواوري و کيفيت خدمات دولتي و براي نقش تعديل کننده جهت گيري مشتري و يادگيري مي يابند. اين يافته ها چشم انداز احتمالي در مورد نواوري بخش دولتي را ايجاب مي کند و در صورتي که سازمانهاي خدمات دولتي از فعاليتهاي نواوريشان بصورت کامل سود ببرند، برخي از شرايط کراني که نيازمند کار گذاشته شدن هستند را تعيين مي کند (سالج و ويرا، 2012).
لام و لي40 (2011) در مقاله اي تحت عنوان “رابطه بين TQM، جهت گيري يادگيري و عملکرد بازار در سازمانهاي خدماتي: تحليل تجربي” به بررسي رابطه سه بعدي بين مديريت کيفيت کل (TQM)، جهت گيري يادگيري و عملکرد بازار شرکتهاي خدمات مالزيايي مي پردازد که در ان TQM به عنوان پلت فرمي براي افزايش جهت گيري يادگيري و عملکرد بازار شرکت فرضيه سازي شده است. بعلاوه، اين مقاله تجربي بررسي مي نمايد که آيا جهت گيري يادگيري موثر مي تواند بهبود عملکرد بازار را به ارمغان اورد يا خير. داده هاي نمونه از 146 شرکت خدمات در مالزي جمع اوري شده است. براي بررسي رابطه بين TQM، جهت گيري يادگيري و عملکرد بازار سازمانهاي خدمات در مالزي، تحليل مدلسازي معادله ساختاري اجرا شد. شواهد نظرسنجي تعيين نمود که اتخاذ اقدامات TQM در سازمانهاي خدمات، رابطه مثبت و معناداري را با جهت گيري يادگيري و عملکرد بازار دارد. هرچند، جهت گيري يادگيري هيچ رابطه معناداري را با عملکرد بازار شرکت نشان نداد که حاکي از ان است که جهت گيري يادگيري فرصتهاي گسترده اي را براي سازمان خدمات به منظور نايل شدن به عملکرد بازار بالاتر فراهم نمي کند. مديران شرکتهاي خدمات که قصد دارند تا از طريق اجراي اقدامات TQM که از جهت گيري يادگيري شرکتشان حمايت مي کند به برتري دست يابند و عملکرد بازار شان را افزايش دهند، قادر خواهند بود تا از اين مقاله تحقيقي سود ببرند (لام و لي، 2011).
هوانگ و همكاران41 (2011) درمقاله اي تحت عنوان “جهت گيري کارافريني، جهت گيري يادگيري، و نواوري در شرکتهاي کوچک و متوسط” به بررسي ارزيابي تاثير جهت گيري يادگيري روي روابط بين جهت گيري کارافريني، جهت گيري بازار و متغير عملکرد وابسته به شغل در سطح فردي، رفتارهاي نواورانه کارمندان مي پردازد. از چشم انداز مبتني بر منابع، جهت گيري کار افريني و جهت گيري بازار راهبردي جدا اما مکمل هستند که روي فلسفه کار و رفتار در محيط صنعتي تشخيص کنشگر تاکيد مي نمايند، چيزي که شامل جهت گيري بازار و راهبرد رقبا به منظور نواوري و پاسخگويي به موقع به نيازهاي مشتريان مي شود. مطالعات تجربي بصورت جداگانه متغيرهاي جهت گيري کارافريني و بازار را در رابطه با عملکرد نواوري در سطح شرکت مورد بحث قرار مي دهد. هرچند، تحقيقات محدودي وجود دارد که بصورت همزمان اثر مستقيم جهت گيري کارافريني و بازار را روي عملکرد نواوري و به ويژه عملکرد نواوري در سطح شرکت بررسي نمايد؛ محققان پيشنهاد مي کنند که تحقيقات اتي شايد اقدامات منابع انساني راهبردي را براي مشخص ساختن اينکه ايا عوامل سازماني جهت گيري کارافريني روي نواوري را کاهش يا افزايش مي دهد، بررسي نمايد. جهت گيري کارافريني و بازار نيازمند اقدامات يادگيري جهت تسهيل يادگيري سطح بالاتر و نواوري هستند. گرچه، محققان علاقمند به پيکربندي اين هستند که ايا متغيرهاي تعديل کننده ديگر هم بصورت همزمان روي جهت گيري بازار و کارافريني روي عملکرد شرکت تاثير مي گذارند يا خير، تحقيقات محدودي در اين مورد وجود دارد. سازماني با درجات بالاي جهت گيري کارافريني و بازار هنوز هم نيازمند مکانيزمي جهت گيري يادگيري براي ايجاد محيطي که روابط مفيد دو جانبه بين کارمندان و سازمانشان براي تسهيل يادگيري و نواورري ايجاد کند، مي باشد. از اينرو، جهت گيري يادگيري ممکن است سازمان را بصورت موثري نواور سازد (هوانگ و همكاران، 2011).
ناسوشن و همكاران42 (2011) در مقاله اي تحت عنوان “کارافريني: رابطه آن با بازارمداري و يادگيري مداري و به عنوان مقدمه اي براي نواوري و ارزش مشتري” به بررسي دو مساله پرداختند: اول،ارزيابي تاثير مستقيم کارافريني و جهت گيري هاي کاري يعني يادگيري مداري، بازارمداري يکپارچه، و اقدامات منابع انساني پيرامون نواوري و ارزش مشتري و دوم: بررسي اثر متقابل کارافريني و جهت گيريهاي کسب و کار روي نواوري و ارزش مشتري. داده ها از هتلهاي کوچک و متوسط اندونزي جمع اوري و با استفاده از مدل معادله ساختاري تجزيه و تحليل گرديد. نتايج نشان داد که مديريت منابع انساني و کارافريني مهمترين محرکهاي نواوري و ارزش مشتري هستند. بعلاوه، اين نتايج نشان داد که اثرمتقابل کارافريني و بازارمداري يکپارچه به ترتيب تاثير مهمي را روي ارزش مشتري و نواوري دارد (ناسوشن و همكاران، 2011).
پانتواکيز و بورانتا (2013) در تحقيقي که در بين پرسنل بخش خدماتي (بندر،سوپرمارکت و تعميرگاه اتوموبيل) انجام شد، مشخص گرديد که نقش واسطه رضايت شغلي بر فرهنگ يادگيري سازماني و رضايت مشتريان مورد تاييد مي باشد.ضمنا اثر غير مستقيم فرهنگ يادگيري سازماني بر رضايت مشتريان از طريق رضايت شغلي کارکنان قوي تر خواهد شد (پانتواکيز و بورانتا، 2013).
لي و تسي43 در سال 2005 ضمن مطالعهي عملکرد شرکت هاي خدماتي در تايوان دريافتند که استراتژي هاي بازارمحوري و يادگيري محوري با عملکرد بازرگاني رابطهي مستقيم دارند (لي و تسي، 2005).

جدول2-1 تحقيقات صورت گرفته توسط پژوهشگران داخلي و خارجي

نام محقق
سال
متغيرهاي مورد استفاده
نتايج
1
ناسوشن و ماوندا
2007
نوآوري،بازارگرايي،يادگيري محوري
و ارزش مشتري
کارافريني و بازارگرايي به ميزان قابل توجهي داراي ارتباط با معناداري
با ارزش مشتري هستند.
2
وانگ واحمد
2002
يادگيري محوري و نوآوري
نشان دادند كه سازمان ها نياز به پياده سازي بالاترين سطوح
يادگيري تركيبي با كيفيت خلاق و نوآوري ارزش دارند
3
لايو و ويو
2010
يادگيري سازماني و نوآوري سازماني
به رابطه ي مثبت بين يادگيري سازماني و نوآوري سازماني تأکيد نموده اند
4
لين و همکاران
2008
بازارمحوري و يادگيري محوري
تايوان به رابطه ي مثبت بين بازارمحوري و يادگيري محوري اشاره نموده اند.
5
اسلاتر و نارور
1994
يادگيري محوري با ،بازارگرايي و
ارزش مشتري
براهميت كارآفريني و كسب و كار محوري (يادگيري محوري، بازارگرايي يكپارچه
و شيوه هاي منابع انساني ) مرتبط با نوآوري و ارزش مشتري تاكيد دارد
8
اليگري ريكاردو
2013
كارآفريني،نوآوري يادگيري
افزايش يادگيري و نوآوري باعث افزايش كارآفريني مي شود
9
سيلويا كارمن
2013
ارزش مشتري بازارگرايي مديريت دانش
تركيب قابليت هاي سازمان ارزش مشتري را افزايش مي دهد
10
چيوا همكاران
2013
يادگيري سازماني نوآوري
به وجود آمدن دو مدل:سيستم توليدي پيچيده سيستم افزايشي پيچيده
11
بريتل و روتنبرگر
2013
كارآفريني فرايند هاي يادگيري
يادگيري و كارآفريني رابطه مستقيم دارند
12
سوليانتو و راهاب
2012
بازارگرايي و عملكرد يادگيري مداري
يادگيري مداري و نوآوري براي بهبود عملكرد كاري ارتقا داده شود
13
فانگ چو
2012
بازارگرايي نوآوري يادگيري مداري
بازارگرايي روي نوآوري زماني كه شركت دانش بين سازماني زيادي
دارد تاثير گذار خواهد بود
14
راهاب
2012
بازارگرايي نوآوري يادگيري مداري
بازارگرايي نقش تعديل كننده در تاثيرگذاري يادگيري روي نوآوري دارد
15
يانوپولوس و همكاران
2012
يادگيري مداري بازارگرايي
يادگيري اكتشافي با بازارگرايي كنشگر در ارتباط است
16
سالج
2012
نوآوري يادگيري مداري مشتري گرايي
رابطه مستقيم بين نوآوري و كيفيت خدمات دولتي وجود دارد
17
برايان و همكاران
2012
يادگيري مداري كارآفريني
كارآفريني تاثير مستقيم روي قابليت يادگيري راهبردي دارد
18
ژوان و همكاران
2012
كارآفريني عملكرد يادگيري سازماني
يادگيري سازماني نقش تعديل كننده در رابطه بين كارآفريني و عملكرد داراست
19
لام لي
2011
يادگيري مداري مديريت كيفيت جامع عملكرد
رابطه منطقي بين يادگيري و عملكرد پيدا نشده است
20
پانتواکيز و بورانتا
2013
رضايت شغلي و فرهنگ يادگيري سازماني
و رضايت مشتريان
.مشخص گرديد که نقش واسطه رضايت شغلي بر فرهنگ يادگيري سازماني
و رضايت مشتريان مورد تاييد مي باشد.ضمنا اثر غير مستقيم فرهنگ
يادگيري سازماني بر رضايت مشتريان از طريق رضايت شغلي کارکنان
قوي تر خواهد شد
21
شياپينگ
2011
نوآوري يادگيري مداري كارآفريني
يادگيري مداري در نوآوري سازماني موثر است
22
لي و تسي
2005
بازارمحوري و يادگيري محوري با عملکرد بازرگاني
بازارمحوري و يادگيري محوري با عملکرد بازرگاني رابطهي مستقيم دارند
23
مصطفي کاظمي و
سميرا پور
1391
كارآفريني و كسب و كار محوري
نوآوري و ارزش مشتري
نشان داد كه كارآفريني و مديريت منابع انساني مهمترين محركهاي معنادار بر
نوآوري و ارزش مشتري هستند.
24
علي منش
1391
بازارگرايي، گرايش به يادگيري
و نوآوري با عملکرد بازار
مشخص گرديد که بازارگرايي مي تواند عملکرد بازار شرکت ها را
به صورت قابل قبول افزايش دهد، اما در مورد استراتژي نوآوري و
گرايش به يادگيري بحث هاي

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید