نظامی خود با اتکا به قدرت نفتی خود است. این روند پس از 2003 گسترش یافت. با تحولات عراق و افزایش نقش ایران در میان دول منطقه و تقویت جایگاه شیعیان با محوریت ایران احساس تهدید از جانب ایران از جانب اعضای شورای همکاری ایجاد و توسط دول غربی به این هراس و نگرانی دامن زده شد. این مساله با توسعه برنامه هستهای ایران بسط پیدا کرد و با تهدید به بستن تنگه هرمز و اختلافهای گاه و بیگاه ایران نسبت به جزایر با شورا و یا ادعای برخی مقامات ایران در مورد مالکیت در بحرین به‌عنوان استان 34 این بدبینی را دوچندان نمود.
با وقوع بیداری اسلامی نیز این بدبینی از ایران با اتهام به دخالت در امور داخلی و اخلال در نظم عمومی این کشورها اسباب نگرانی آن‌ها را موجب شد. که برآیند این بدبینی افزایش خریدهای تسلیحاتی و تشدید رویکرد امنیتی سیاست خارجی شورای همکاری خلیج‌فارس میتوان مشاهده کرد. در زیر به ارائه آمار خریدهای تسلیحاتی شورای همکاری طی سال‌های مختلف خصوصاً پس از تحولات عربی پرداخته می‌شود و نمودهای تشدید ایران هراسی را در خرید تسلیحاتی شورا می‌تواند دید.5
خریدهای تسلیحاتی شورا همچنان که در دو نمودار زیر مشاهده می‌شود از 2002 تا 2013 روندی افزایش را طی کردهاند. خرید تسلیحات شورا در سال 2003 45 میلیارد دلار بوده است. این مبلغ در سال بعد یعنی در 2004 با افزایش 5 میلیارد دلاری به 50 میلیارد دلار می‌رسد. گسترش سیاست خرید تسلیحات در سال‌های پس از آن ادامه پیدا کرد و در سال 2010 با افزایشی تقریباً دو برابر (193%) افزایش نسبت به سال 200 تداوم پیدا کرد.
با گسترش تحولات عربی خرید نظامی شورا بسیار افزایش پیدا کرد به‌نحوی‌که از 82 میلیارد دلار در سال 2011 به 94 میلیارد در سال 2012 و 99 میلیارد دلار در سال 2013 رسید که افزایش 15 میلیاردی شورا تنها طی دو سال در سالهای اخیر بیسابقه بوده است.
آمار خرید ریز کشورها نیز، عربستان از 25 میلیارد در سال 2003 به 8/47 میلیارد دلار در سال 2010 با افزایشی نزدیک به 200% می‌رسد. پس از تحولات در منطقه آمار خرید عربستان افزایشی صعودی به خود گرفته و ارقام 5/48 میلیارد دلار در سال 2011، 9/54 میلیارد در 2012 و 7/62 میلیارد دلار سال 2013 به‌عنوان بیشترین خریدار تسلیحات در میان اعضای شورای همکاری می‌شود.
امارات نیز در این میان افزایش گسترده‌ای در ارقام خرید تسلیحات تجربه می‌کند به‌نحوی‌که از 1/9 میلیارد دلار در سال 2002 به 6/17 میلیارد دلار در سال 2010 میرسد. امارات نیز به مانند عربستان پس از تحولات عربی برای سال‌های 2011 تا 2013 به ترتیب به 1/19، 8/18 و 8/18 میلیارد میرسد.
عمان نیز در بین اعضای شورا رشدی قابل‌ملاحظه یافت که خرید خود را از 6/3 میلیارد در 2003 به 5 میلیارد در 2010 رساند. پس از خیزش‌های عربی آمار خرید عمان تنها پس از یک سال با افزایش 6/1 میلیاردی به رقم 6/6 میلیارد دلار رسید. و پس از آن رقم بسیار بالای 9/11 میلیارد دلار را ثبت کرد که طی یک سال افزایشی 200% را تجربه کرده بود. که این رقم در مقام 2013 به 7/8 میلیارد دلار کاهش پیدا کرد.
کویت در این سال‌ها افزایش چندانی در خرید خود نداشت. اما پس از تحولات خرید خود را از 7/4 در 2010 به 8/ 5 میلیارد دلار در سال 2012 رساند.
بحرین نیز همینگونه تغییری را تجربه نکرده اما پس از تحولات 774 میلیون دلار به 1/1 میلیارد در سال 2013 رسید. قطر نیز بدون تغییر عمده‌ای به‌عنوان یک مشتری کم خرید در این سال‌ها خرید چندانی را تجربه نکرد.
با آمار و ارقام و نمودارهای بالا نتیجه گرفته می‌شود که شورای همکاری خلیج‌فارس به‌تبع تأثیرپذیری از الگوی ایران هراسی و شیعه هراسی (که توسط دول غربی تقویت می‌گردید) با تقویت این روند در سالهای پس از وقوع خیزشهای عربی به علت ترس و واهمه از ایران و ناآرامیهای داخلی خود مبادرت به افزایش در خریدهای تسلیحاتی خود کردند. نکته قابل‌توجه برای فهم تأثیر ایران هراسی بر خرید نظامی اینجاست که سیاست امنیتی و نظامی شورای همکاری دفاعی است که این خود تجهیز در مقابل توهم خطر ایران را توجیه میکند.

(Source: Cordesman, Burke, 2014, 24)

(Source: Cordesman, Burke, 2014, 25)

(Source: Cordesman, Burke, 2014, 26)
3-1-4 صدور قطعنامه‌ها علیه ایران
یکی دیگر از نمود و جلوههای دیگر واگرایی و افزایش تنش در روابط سیاسی مابین شورای همکاری خلیج‌فارس و ایران را میتوان در قطعنامههای دوطرفه در رد و مخالفت با سیاستهای طرف مقابل دانست که در زیر به آن‌ها پرداخته می‌شود:
شورای همکاری خلیج‌فارس در مقاطع مختلف و در مواجهه با رخدادهای و بحرانهای منطقه از ابزار سازمان همکاری بهره جسته و سعی خویش را بر آن داشته که از طریق این ارگان و سازوکارهای منتج از آن به اهداف خویش نائل آید. ازاین‌جهت یکی از اقدامات اساسی و مهم شورا برگزاری نشستهای متعدد در سطح سران و وزرای اعضای شورا در موارد متعدد است. پس از بیداری اسلامی و وقوع تحولات منطقهای و گسترش بحران در خلیج و بروز جریانهای اصلاحی، شورا برای جلوگیری و حل بحران منطقهای نشستهای متعدد را در سطوح مختلف انجام داده و با صدور بیانیه‌ها و قطعنامههای مختلف سعی در دستیابی به اهداف خویش را داشته است. با گسترش ابعاد واگرایی میان ایران و شورای همکاری خلیج‌فارس تجلی این واگرایی را در قطعنامهها و نشستهای دو بازیگر شاهد هستیم که در زیر به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود:
1- در نشست 3 آوریل 2011 کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس در اجلاس ویژه وزیران امور خارجه‌ خود “دخالت‌ بارز” ایران در ام
ور داخلی این کشورها را محکوم و ایران را متهم به توطئه علیه امنیت ملی، ایجاد ناآرامی و مناقشه‌های مذهبی در میان شهروندان و نقض استقلال حاکمیت کردند. وزیران امور خارجه کشورهای عربی در بیانیه‌ی خود «دخالت ایران در امور داخلی بحرین» را محکوم کردند و این حرکت ایران را «نقض معاهده‌های بین‌المللی و موازین حسن همجواری» دانستند. این سازمان همچنین «دخالت‌های بارز ایران در کویت از طریق ایجاد شبکه‌‌های جاسوسی در این کشور» را محکوم کرد. عبدالله بن زاید وزیر امور خارجه امارات نیز اظهار داشت: «من به برادران ایرانی نصیحت می‌کنم، اساسنامه “شورای همکاری خلیج”[فارس] را به خوبی و پیش از دخالت در امور هر یک از کشورهای عضو آن بخوانند. شورای همکاری خلیج [فارس] به صورت یک واحد مرتبط عمل می‌کند و امنیت هر یک از اعضایش را شرط امنیت تمامی اعضا می‌داند» (Www.dw.de).
2- در 20 آوریل 2011، شورای همکاری خلیج‌فارس و اتحادیه اروپا بیانیه‌‌‌‌‌‌‌ای مشترک صادر کردند که بدون ذکر نام مستقیم مسائل بحرین و یمن و از ایران خواسته‌شده بود که به مداخله در امور داخلی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس و دیگر کشورهای منطقه خاتمه دهد.
3- در جلسه دسامبر 2011 شورای عالی شورای همکاری خلیج‌فارس از کلمات شدیدتری برای پرداختن به مداخله ایران در منطقه استفاده شد و از ایران خواسته شد دست از چنین سیاست‌‌‌‌‌‌‌ها و اقداماتی بردارد و درعین‌حال ایران را تحت فشار قرار داده بود که درخصوص برنامه هسته‌‌‌‌‌‌‌ای خود با آژانس بین‌‌‌‌‌‌‌المللی انرژی اتمی همکاری کند.
4-در جلسه آوریل 2012 وزرای شورای همکاری خلیج‌فارس بیانیه‌‌‌‌‌‌‌ای صادر شد که در آن به‌شدت از سفر رئیس‌جمهور «احمدی‌‌‌‌‌‌‌نژاد» به جزیره مورد مناقشه ابوموسی انتقاد شده بود. در این بیانیه ادعاشده بود که «هرگونه تجاوز به استقلال یا مداخله در امور داخلی یکی از کشورهای عضو به‌منزله حمله به تمام کشورهای عضو مداخله در امور آن‌ها تلقی می‌شود» .(Www.farsnews.com)
5- کشورهای عرب حوزه‌ی خلیج‌فارس روز یکشنبه (۱۷ آوریل، ۲۸ فروردین) با انتشار بیانیه‌ای، از جامعه‌ی بین‌المللی و شورای امنیت سازمان ملل خواستند تا از «دخالت‌ها و تحریکات آشکار ایران» در امور داخلی این کشورها جلوگیری کنند. در این بیانیه که از سوی وزرای خارجه‌ی کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس در ریاض، پایتخت عربستان سعودی، انتشار یافت خواسته شد تا «اقدامات لازم» در برابر «تفرقه‌افکنی‌های جمهوری اسلامی ایران در منطقه» انجام شود. عربی در این بیانیه تأکید کردند که «قاطعانه در مقابل هرگونه دخالت خارجی در امور داخلی خود» می‌ایستند و از ایران خواستند، به «تحریکات خود پایان دهد».
.(Www.dw.de)
علاوه بر این، شورا به منظور کسب مشروعیت بین‌المللی برای اقدام خود تحرکات دیپلماتیکی را در پیش گرفت؛ نشست با اتحادیه اروپا و چین برگزار کرد که در بیانیه‌های اخیر خود ضمن حمایت از اقدامات شورا، مداخله دیگر دولتها در امور داخلی بحرین محکوم کرده بود. عربستان سعودی نیز مذاکراتی با دولتهای پاکستان، مالزی اندونزی و برخی کشورهای آسیای میانه انجام داد و از آن‌ها برای مداخله نظامی در بحرین دعوت کرد که ظاهراً با مخالفت مقامات بحرینی مواجهه شد. (دهقانی فیروزآبادی، نوری، 1391: 39-40)
6- کشورهای عربستان سعودی، بحرین، قطر، امارات متحده عربی، کویت و عمان، در بیانیه مشترکی در ابتدای ماه سوم 2013 اعلام کرده‌اند خواهان روابط بهتر با ایران هستند، اما «متأسفانه این کشور به مداخله خود در امور داخلی آن‌ها ادامه می‌دهد». به نوشته العربیه، آن‌ها همچنین بر اهمیت اتحاد میان خود در مقابل این مداخله تأکید کرده‌اند  .(Www.khouznews.ir)
7  وزیران خارجه همچنین قصد اعضای کمیته امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس ایران برای سفر به جزیره ابوموسی و بازدید از این جزیره را محکوم و تحریکآمیز تلقی کرده و در بخش دیگری از بیانیه خود مدعی شدند جمهوری اسلامی ایران در تأسیس، برنامه‌ریزی، حمایت مالی و آموزشی از گروه‌های تروریستی فعال علیه بحرین دخالت دار. همزمان، “خالد بن احمد آل خلیفه” وزیر خارجه بحرین نیز در نشست وزیران خارجه شورای همکاری در ریاض از کشورهای جنوب خلیج‌فارس خواست “در مقابل دخالت‌های ایران در امور داخلی خود، یک صف واحد تشکیل دهند و متحد بشوند” (Www.asriran.com).
8 محکومیت ایران از طرف هیئت دولت عربستان به‌ «تفرقه‌افکنی، ایجاد فتنه مذهبی، توطئه‌گری ضد تمامیت ارضی، زیرپاگذاشتن استقلال کشورها» .(Www.dw.de)
در مقابل ایران نیز در سطوح مختلف اقدامات شورا در یمن و خصوصاً بحرین و ورود نیروهای سپر جزیره برای سرکوب ملت بحرین را به باد انتقاد گرفته و توسط مقامات گوناگون کشور از رهبر و روسای قوا گرفته تا نمایندگان مجلس و ائمه جماعات آن‌ها را مورد خطاب قرار داده و محکوم کردند.
به‌طور مثال در بیانیه‌ای که توسط 257 نماینده مجلس شورای اسلامی منتشرشده بود ضمن حمایت از جنبش‌های اخیر در یمن و بحرین و لیبی، اقدامات عربستان در بحرین را محکوم کردند که علاءالدین بروجردی این حرکت را «اشغالگرانه» خوانده بود. این در حالی است که شورا این بیانیه را اتهامی بی‌اساس و غیرمسئولانه تلقی کرده و ایران را به علت این کار متهم با ایجاد جرقه در خرمن فرقهگرایی کردند. یا در مورد اظهارات و ادعای گسترده از سوری شورا مبنی بر دخالت ایران در کشورهای عضو ازجمله بحرین
و یمن، ایران اظهار نگرانی در مورد بحرین و پیگیری جریانات و تحولات بحرین را حق خود دانست. نمونه دیگر ایران را میتوان در بیانیه ایران به یونیسف توسط آقای صالحی رئیس انرژی اتمی مشاهده نمود که در آن از اعضای شورای همکاری در بحرین و جنایات علیه کودکان شکایت شده بود. همچنین اکبر صالحی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، با ارسال نامه‌ای به بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل، خواستار اقدامات فوری شورای امنیت برای “توقف کشتار مردم بحرین” شد.

4-4 کاهش روابط دیپلماتیک
افزایش تنش و تیرگی روابط سیاسی و دیپلماتیک مابین شورای همکاری و ایران یکی دیگر از بازخوردهای تحولات اخیر است. روابط دیپلماتیک میان دو طرف خلیج‌فارس که در زمان خاتمی به سرحد خود رسیده بود و از آن به دوران طلایی یاد میشود در دوره اول احمدی‌نژاد برخلاف دیدارهای دیپلماتیک فراوان ایران از اعضای شورای همکاری شاهد کمرنگ شدن روابط هستیم.

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید