شما می توانید مطالب مشابه این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

 دانلود پایان نامه

عنوان کامل پایان نامه :

 مطالعه ارتباط بین هوش معنوی و انگیزه کاری دبیران مدارس دولتی دوره دوم متوسطه شهرستان کامیاران در سال تحصیلی 

قسمتی از متن پایان نامه :

نظریه انگیزش و بهداشت روانی

این نظریه توسط یک روانشناس بنام فردریک هرزبرگ[1](1960) ارایه گردید. هدف هرزبرگ شناخت عوامل محیطی و انگیزشی بود. کار او تاثیر شگرف بر مدیریت منابع انسانی داشت. مفاهیمی زیرا غنی ساختن شغلی، توسعه فردی و رضایت شغلی، از طریق این دیدگاه و مبنی بر اینکه انگیزه از دل افراد بیرون می آید، نه از دل سیاست های اعمال شده توسط سازمان، تکامل یافتند. این امر همچنین بر روش پرداخت حقوق و مشوق های سازمانی نیز تاثیر گذاشته می باشد. هرزبرگ معتقد می باشد که بایستی آن انگیزه را انتخاب نمود که بیشترین اهمیت را برای افراد دارد. بسیاری از سازمانها بر این باور هستند که پول تنها انگیزه برای کارکنان می باشد اما کار هرزبرگ، نمایانگر رویکردی جامع تر می باشد. هرتزبرگ به دنبال این پرسش که «مردم از کار و شغل خود چه می خواهند؟» از مردم می خواست که به صورت مفصل درمورد اوضاع یا شرایطی صحبت کنند که می توانست در ارتباط با شغلشان بسیار خوب یا بسیار بد باشد. او این پاسخها را طبقه بندی نمود. هرتزبرگ این پاسخها را طبقه بندی نمود و چنین نتیجه گرفت که پاسخهایی که متضمن احساس خوب افراد درمورد کارشان می باشد با پاسخهایی که احساس بد افراد را نسبت به کارشان نشان می دهد بسیار متفاوت می باشد. بعضی از این ویژگیها ارتباط پایدار با رضایت شغلی دارند و بقیه عوامل با نارضایتی شغلی ارتباط دارند. عوامل ذاتی مانند پیشرفت، شناخت یا داشتن شهرت، ماهیت کار، مسئولیت، ترقی و رشد با رضایت شغلی ارتباط دارند. در نظریه انگیزش و بهداشت روانی، طبیعت بشر از لحاظ کیفیت ارضای نیازهای خود دارای خصوصیتی دوگانه می باشد. یک خصلت آدمی چنان می باشد که در اثر فقدان عوامل و شرایط لازم احساس عدم رضایت می کند و زیرا شرایط و عوامل فراهم گردد، احساس عدم رضایت کاهش یافته به تدریج به بی تفاوتی می انجامد. اکثر عوامل فیزیولوژیک دارای این نوع تاثیر می باشند و این دسته عوامل را می توان عوامل بهداشتی یا حافظ وضع موجود نامید. خصلت دیگر آدمی وجود نیازهایی که در یک سو برای او رضایت و کامیابی فراهم می آورد و سوی دیگر آن، فقدان رضایت یا بی تفاوتی می باشد. به کمک ارضای این نیازها می توان شاغل را راضی نمود. این نیازها که به وسیله عوامل شغلی و درونی – و نه محیطی – ارضا می شوند عبارتند از کسب موفقیت، تحسین به خاطر انجام کار، مسئولیت بیشتر و رشد در کار. این رضایتها اگر با محتویات شغلی به نحو مطلبی ترکیب شوند، پایدار خواهند بود. با در نظر داشتن این عوامل دوگانه، مدیر می تواند عوامل ناراضی کننده را محدود و عوامل راضی کننده را توسعه دهد(به نقل از لاتم، 2007).

 Herzberg.1

سوالات یا اهداف این پایان نامه :

اهداف پژوهش

1-1-4-هدف کلی:

شناسایی ارتباط بین هوش معنوی با انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران در سال تحصیلی 1393-1392.

2-1-4 – اهداف جزئی:

  • تعیین وضعیت هوش معنوی دبیران متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران.
  • تعیین وضعیت انگیزه کاری دبیران متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران.
  • تعیین ارتباط بین تفکر انتقادی وجودی با انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران.
  • تعیین ارتباط بین تولید معنی شخصی با انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران.
  • تعیین ارتباط بین اندازه آگاهی با انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران.
  • تعیین ارتباط بین توسعه حالت آگاهی با انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران.
  • مقایسه اندازه هوش معنوی بین دبیران در مدارس دولتی متوسطه دوره دوم شهرستان کامیاران از لحاظ ویژگی های فردی (جنس، سنوات خدمت و اندازه تحصیلات).
  • مقایسه اندازه انگیزه کاری دبیران در مدارس دولتی متوسطه شهرستان کامیاران از لحاظ ویژگی های فردی (جنس، سنوات خدمت و اندازه تحصیلات).