دانلود پایان نامه

برخلاف اعتقادات طرفداران مکتب کلاسیک که انسان را دارای ارادهای آزاد و مختار و در نتیجه دارای مسئولیت میدانستند، اعضای مکتب تحققی ایتالیایی که عبارت بودند از لمبروزو ، فری و گاروفالو معتقد بودند که انسان آزاد نیست وتحت تأثیر نیروهایی است که بر آنها کنترل ندارد.
به عقیده فری ، احساس ما از اینکه آزاد هستیم خیالی واهی بیش نیست و «اعمال انسان همواره محصول ارگانیسم فیزیولوژیکی و روانی او در فضای فیزیکی و اجتماعی که وی در آن زاده شده و زندگی میکند است.»
مسئولیت اخلاقی در این مکتب جای خود را به مسئولیت اجتماعی که نشأت گرفته از اعتقاد فری به دفاع اجتماعی بود ، داد و این مسئولیت دیگر بر مسئولیت اخلاقی استوار نیست بلکه بر خطرناکبودن فرد و بر چیزی که گاروفالو آن را «استعداد جنایی» یا «خطرناکی» او مینامد مبتنی است. به عبارت دیگر واکنش کیفری علیه بزهکار باید به جای معیار مسئولیت(اخلاقی) بر اساس معیار حالت خطرناک فرد بزهکار تعیین شود. این واکنش باید به سمت فردیکردن آن در قالب صدور احکامی جهت داده شود که از نظر مدت ، نامعین است لیکن این مدت با توجه به تحولات بعدی رفتار بزهکار تعیین خواهد شد.
علیرغم انتقاداتی که بر این مکتب وارد آمده است از قبیل اعتقاد به فقدان اراده آزاد و به تبع آن عدم مسئولیت اخلاقی مجرمان، محدود بودن بررسیها در جرایم خشن و خیابانی و دست نخورده باقیماندن جرائم یقه سفیدها، محدودبودن در میان جامعه زندانیان، مشکل در جهت رابطهی علّی، متغیرهای ابهام برنگیز، نامشخصبودن مرز بیماری و بزهکاری ، پرداختن به یک علت خاص بدون توجه به پیوند آن باعلل دیگر، خطاهای بسیار در تشخیص خطرناک بودن افراد، لیکن این مکتب برای اولین بار نگاهها را بسوی مجرم وشخصیت وی منعطف ساخت و از حصارهای تاریخی گذشته که تنها معیار را تناسب مجازات با جرم میدانستند بیرون آمده و در اعمال مجازات به فاکتورهای متنوعی توجه داشتند که گام قابل توجهی در راستای اصل فردیکردن مجازاتها به حساب میآید.
گفتار چهارم: مکاتب دفاع اجتماعی

تاریخ آموزههای جرمشناسی و حقوق کیفری شامل اشارهها واستنادهای زیادی به مفهوم دفاع اجتماعی است. طرفداران مکتب تحققی بویژه انریکوفری این مفهوم را بکار بردهاند. لیکن مکتب التقاطی از معنای عمومی دفاع از جامعه که در این مفهوم نهفته است تجاوز میکند.
نخستین جریان این مکتب توسط آدولف پرینس بوجود آمد. وی در اندیشه ترکیب نظریهی جبرگرایی و اراده آزاد بود و برای دفاع از اجتماع تنها معیار را حالت خطرناک بزهکار معرفی کند که بر اساس آن مجازات و اقدامات تأمینی را تحمیل کرد. پرنیس برای مجرمان خطرناک اعمال یک اقدام تأمینی فردیشده را پیشنهاد میکند. این فردیکردن میتواند از طریق صدور یک حکم محکومیت نامعین جامه عمل به خود پوشد. به این معنی که قاضی کیفر سلب آزادی را با یک حداقل و حداکثر اعلام میدارد، و لکن اداره زندانها یا کمیسیون مراقبت که زندانی را تحتنظر دارد تاریخ آزادی او را که برابر است با قطع حالت خطرناک در چهارچوب قضایی مشخص شده، تعیین مینماید .
دفاع اجتماعی معرفی شده توسط پرینس تنها به مفهوم دفاع از جامعه و توجه به اجتماع، بدون توجه به شخص بزهکار است و نوعی جهتگیری اجتماعی را در مقابل بزهکار بدون توجه به شخصیت وی، توصیف میکند. فردیسازی که وی مدنظر دارد تنها از حیث دفاع از اجتماع است که تا زمانی که بزهکار برای جامعه خطرناک باشد بایستی تحت مجازات و یا اقدام تأمینی باشد. همین مورد یکی از انتقادات اساسی است که بوی وارد شده است. به اعتقاد پرینس فردیسازی مجازات که ما به تعریف و تجزیه و تحلیل آن در صفحات پیشین پرداختیم، جایگاهی ندارد وتنها موضوع دارای اهمیت دفاع از اجتماع در مقابل بزهکار است .
انتقادات دیگری که بوی وارد است این است که به قاضی برای تشخیص حالت خطرناک و دفاع اجتماعی اختیارات موسعی میدهد و در عین حال قاضی را از اینکه در مورد مجرمان با عطوفت برخورد کند برحذر میدارد ومعتقد است که رأفت قاضی موجب میشود تا جامعه در مقابل بزهکاران بی دفاع بماند.
گراماتیکا یکی دیگر از نظریهپردازان این مکتب است. به عقیدهی وی دفاع اجتماعی یعنی بهبود وضع فرد. وی بطور کلی منکر حقوق جزا و مفاهیم جرم ومجرم و مسئولیت است و به جای مجرم اصطلاح ضداجتماعی را معرفی میکند و برای کسی که ضد اجتماع است باید اقدامات دفاع اجتماعی و نه مجازات را بکار گرفت و این اقدامات باید با توجه به هر فرد و شخصیت او انجام شود و هدف اصلاح انسان ضداجتماع است. مکتب نفی حقوق جزا از ابداعات وی است که در نظام مدنظر وی نه تنها حق کیفر جامعه به عنوان موجود متعالی نفیشده، بلکه برای نیل به اهداف درمانی و تربیتی وظایفی برای دولت تعیین شده است..بنابراین با نفی مجازات، موضوع فردیکردن مجازات نیز منتفی میشود ولی نقطه مشترک عقیدهی گراماتیکا با اصل فردیکردن مجازات در هدف، یعنی، اصلاح و بهبود وضعیت مجرم و بازاجتماعیکردن وی است.
آنسل، برخلاف گراماتیکا موضع متعادلی دارد و در نظر دارد چهار چوب حقوق کیفری را حفظ نماید. وی مکتب دفاع اجتماعی جدید را پایهگذاری کرد. این مکتب به دو مطلب اهمیت میدهد از طرفی شناخت شخصیت مجرم را واجب میداند و بکار بردن تمام وسایل برای شناخت او را ضروری میداند و از طرف دیگر لزوم احترام به شخص و آزادی وی و دفاع علیه هر تجاوزی که وجود او را دستخوش آسیب و لطمه سازد تأیید میکند و در یک جمله، دفاع اجتماعی جدید بر بازسازی مجدد مجرم و بازگشت او به جامعه پایبند است.
این مکتب ایدهها و گامهای بلندی در راستای اصل فردیکردن مجازاتها ارائه کرد. میتوان تشکیل پرونده شخصیت را در کنار پرونده قضایی مجرمین از دستاوردهای جالب توجه این مکتب دانست.
بدین وسیله باید دانست که مجرم چرا بدین راه کشانده شده و علل و عوامل ارتکاب جرم توسط وی از طریق متخصصان علوم پزشکی، جرمشناسی، روانشناسی، روانکاوی و جامعهشناسی شناسایی شده و قاضی با مشورت با آنان حکمی عادلانه و منطبق با شخصیت وی که منتهی به تنبه و اصلاح و بهبودی و بازاجتماعی شدن وی شود، صادر نماید.
دفاع اجتماعی بر مبنای عدالت ترمیمی دو مبحثی هستند که از دو دههی اخیر به هم پیوند خوردهاند و در این نهاد با ایجاد مثلث بزهکار، بزهدیده و جامعه و تعامل بین آنها بخصوص در جرایم با اهمیت کمتر با اشکال مختلف میانجیگری، ایجاد هیأتهای ترمیمی جامعه محلی و مانند آنها، امکان دستیابی به عدالت سریعتر فراهم میشود. انتقادهایی از قبیل عدم تناسب میان جرم و واکنش اتخادی، فقدان بازدارندگی تدابیر ترمیمی، استفاده از بزهدیدهگان به نفع بزهکاران، عدم توازن قوا در عدالت ترمیمی، نقض حقوق قانونی، ورود به حریم خصوصی بزهکاران و عدم توجه به مسائل اصلی بزهکاری است. هدف اصلی در عدالت ترمیمی توجه به بزهدیده و ترمیم وضعیت او و احساس مسئولیت وپاسخگویی بزهکار است. به نظر میرسد این نهاد، نسخهای پیشرفته از نظریهی باشد که گراماتیکا آنرا مطرح کرد ودر نسخهی جدید بحث توجه به زیاندیده و ترمیم وضعیت او بوسیله پاسخگوکردن بزهکار نیز مدنظر قرار گرفته است. عدالت ترمیمی نیز مانند نظریه گراماتیکا، به نظر نتوانسته است به این سوأل پاسخ دهد که در صورتی که برنامههای اصلاحی و پاسخگوکردن مجرم، ایجاد احساس پشیمانی و ندامت در وی اثری نکرد، راهکار چیست؟ وچگونه میتوان وی را اصلاح کرد و متنبه ساخت؟ همچنین این نهاد برنامه روشنی در خصوص شناخت ابعاد شخصیتی بزهکار از حیث خصوصیات زیستی و روانی و اجتماعی ندارد تا با توجه به آن بتوان اصل فردیسازی
را در جهت نیل به اهداف پیادهسازی کرد.
همانگونه که ذکر شد اصل فردیکردن مجازاتها عبارت است از اعمال و اجرای مجازات متناسب با شخصیت و ویژگیهای روانی و جسمانی و اجتماعی فرد مرتکب است که در نهایت منتهی به تنبه و اصلاح مجرم و بازاجتماعی شدن وی میشود. در پایان این گفتار، نظریههای جدید جرمشناسی را از حیث نو ع واکنش در برابر جرم در مقایسه با اصل فردیکردن مجازات و اهداف آن در قالب جدول ذیل بررسی میکنیم. با توجه به اینکه نوع واکنش در برابر جرم در جهت اجرای اصل فردیکردن مجازات بایستی به صورتی باشد که اصلاح و بازاجتماعی شدن بزهکار را در پی داشته باشد و در هر مکتب و نظریهی جمشناسی واکنشها در راستای نیل به اهداف مذکور متفاوت است و هر نظریهای مسیر متفاوتی از نظریه دیگر را برای رسیدن به اهداف اصل فردیکردن مجازات مناسب و صحیح میداند، لذا در جدول ذیل به صورت فهرستوار انواع واکنشها در نظریات مختلف جرمشناسی ذکر شده است.
واکنش در برابر جرم
دیدگاه جرمشناسی
فرآهمآوردن فرصت در جهت کاهش فشار، دوباره جامعهپذیرکردن مجرم
تغییر مسیر و انحراف از نظام و سیستم رسمی(دوری هرچه بیشتر از بدنام کردن)جرمزدایی
مبارزه با سرکوب طبقه کارگر به دست دولت
افشاکردن میزان و ماهیت آسیبهای اجتماعی که توسط افراد قدرتمند صورت گرفته است.
اعطای اختیارات اجتماعی به زنان
مقابله با نهادهای متعلق به سیطرهی جنسی مذکر
اعمال مجازات، بازدارندگی، سلب توان(بزهکاری)و اعمال مجازات فقط تا آن حدّی که اشخاص مسئول قلمداد میشوند.
ضرورت اعمال جدی و شدید زور،راهکارهای فراگیر بازدارندگی ،قدرت نمایی مراجع صلاحیتدار
توسعه شیوههای مؤثرتر حفظ نظم ،کنترل بیشتر جامعه با کمک نهادهای عدالت کیفری (عدم همدردی و توجه به مجرمین)
شرمندگی بازگرداننده، اقدامهای کمتر محدودکننده
نظریهی فشار
نظریهی برچسبزنی
جرم شناسی مارکیستی
نظریه فیمینسیی

جرم شناسی راست جدید:
1-حزب آزادیخواه
2-محافظهکاران
نظریه رئالیسم چپگرا
نظریهی جمهوری خواه
اعطای اختیارات اجتماعی ،توزیع دوباره منابع و امکانات اجتماعی، مردم سالاری مشارکتی
گفتمانهای جایگزینی، متوسل نشدن به هیچ عملی
جرم شناسی انتقادی:

1-ساختارگرا
2-پسانوگرایی
فصل سوم: مبانی و اهداف اصل فردیبودن مجازاتها
مبحث نخست: مبانی
انسانها تفاوتهای آشکاری در شخصیت، منش و رفتار با یکدیگر دارند. آگاهی از این تفاوت انسانها وگوناگونی شخصیتها و عوامل مؤثر بر این رفتارها کار چندان مشکلی نیست. کافی است به واکنشهای کاملاً متنوع و متفاوت افراد جامعه در برابر یک پدیده ، رویداد و اتفاق واحد توجه کنیم. این تفاوتها از تفاوت در منشأ و مبدأ رفتار، یعنی تغییر و تنوع در استعدادها وانگیزهها، اوضاع و احوال، سوابق، شخصیت و شرایط خاصی که افراد در آن واقع میشوند، ناشی میشود. این تغییرها وتفاوتها در نتیجه تأثیر عواملی است که گاه از روان و جسم افراد منشأ می گیرد.وگاه دارای منشأ بیرونی و مربوط به محیط زیستی و اجتماعی انسان است. این ویژگیهای جسمی، روانی و اجتماعی در فرد نسبت به فرد دیگر متفاوت بوده و منحصر به فرد است. بدین معنا که هر شخص برای خود دارای ویژگیهای مستقل نسبت به فرد دیگر است و هنگامی که تحت تأثیر این ویژگیها، مرتکب عمل خلاف قانونی میشود، بایستی مجازات یا اقدام تأمینی در خصوص وی در نظر گرفته شود که متناسب با شخصیت و ویژگیهای وی بوده و منتهی به تنبه و اصلاح وی گردد.
در نتیجه باید خصوصیات و ویژگیها و شخصیت مجرم مورد بررسی و شناسایی دقیق زیستشناسان و روانشناسان وجامعهشناسان قرارگرفته و نتیجه در قالب پرونده شخصیت مجرم در اختیار قاضی قرار گیرد تا وی با توجه به آن و سنجش اوضاع واحوال مجازاتی متناسب با جرم و مجرم تعیین نماید.
با توجه به توضیحات ارائه شده جهت شناسایی دقیق ابعاد شخصیت افراد یا مجرمین نیاز به بررسی سه بعد زیستی ، روانی ، اجتماعی انسان است که هر کدام در قالب مبحثی ارائه خواهد شد.
گفتار نخست: مبانی زیستشناختی
عوامل فردی به مجموعه عواملی که در ارتباط با ویژگیها و خصوصیات جسمی و روانی انسان میباشد ، اطلاق میگردد.
کین برگ عوامل فردی را مجموعهای از تمایلات واکنشی میداند که در لحظهای مشخص به صورت واقعی وجود دارد. این تمایلات ممکن است ارثی یا اکتسابی باشد. اول مجموعه خصوصیات و ویژگی های موروثی که در زمان تولد در فرد وجود دارد و به آن خصوصیات مادرزادی یا غریزی یا فطری میگویند مانند جنس، سن و غیره و دوم صفاتی که بعد از تولّد در جریان زندگی و در اثر برخورد با محیط بدست میآورد. مانند رشد جسمی، احساسات، تمایلات ناشی از بلوغ که غیرارادی میباشد و یا مثل الکلیسم و اعتیاد که نسبت به گروه اول ارادی محسوب میشود .

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

قاضی در مقام تعیین مجازات متناسب با شخصیت مجرم (اصل فردیکردن مجازات) باید به تمامی این نکات و ویژگیهای فردی توجه نموده ومجازاتی را اعمال نمایید که منتهی به تنبه و اصلاح بزهکار شود. در این قسمت به توضیح مختصری از برخی از ویژگیهای جسمی میپردازیم.
بند نخست: توارث
باورهای عرفی ، معمولاً مجرمان را دارای نوعی آلودگی ارثی میدانند و برآنند که این ویژگی به تنهایی یا به کمک یک محیط بد ، خطر رفتار ضداجتماعی را میافزاید، همانگونه که وراثت سبب میشود تا افراد هم از نظر ویژگیهای ظاهری(مانند رنگ مو، بلندی و کوتاهی قامت، چاقی یا لاغری) و هم از نظر ساختمان و کارکرد اعضای بدن (ازجمله سلسله اعصاب و غدد) با هم متفاوت باشند.
در خصوص تأثیر وراثت بر رفتار جنایی، اندیشمندان نظرات مختلفی بیان نمودهاند، گروهی به تأثیر مستقیم وراثت معتقدند و دسته دیگر بر این عقیدهاند که وراثت اثر غیرمستقیم داشته و با ایجاد زمینههای مختلف از جمله عدم تعادل جسمانی و روانی ارتکاب جرم را تسهیل مینماید .
برای اثبات این رابطه و تأثیر از طرقی مانند مقایسه انسان بزهکار با انسان وحشی ،از طریق شجره نامه یا نسب نامه ، نسبتهای مندل در نیاکان ، بررسیهای آماری ، مقایسهی دوقلوهای حقیقی و غیرحقیقی موضوع را بررسی مینمایند.
در این قسمت برای پرهیز از اطاله کلام، از توضیح در خصوص موارد فوق خودداری کرده و تنها به این نکته اشاره میشود که قاضی در مقام رسیدگی به پروندهی کیفری و تعیین کیفر بایستی از تأثیر مستقیم یا غیرمستقیم وراثت در بروز بزه غافل نباشد و با شناخت دقیق خصوصیات و ویژگیهای زیستی و وراثتی مجرم از طریق همکاری متخصصان زیست-شناسی -که کلیه این خصایص باید در پرونده شخصیت مجرم قید شود- مجازاتی را متناسب با آن ویژگیها تعیین نماید که در نهایت منتهی به اصلاح وتنبه وی شود.
بند دوم: ناهنجاریهای کروموزومی
محققانی مانند ساول واینر، پرایس یا ساندبرگ در بررسیهای خود کوشیدهاند تا تمایلات کجروانه را با وجود ترکیبهای خاص کروموزونی در کجروان پیوند دهند. به نظر آنان در میان جعمیتهای مجرم –به ویژه مرتکبان جرایم خشن –شمار نسبتاً قابل توجهی از افرادی وجود دارند که یک کروموزوم اضافی xyy دارند.
این وضعیت که از منظر زیستشناختی، سندرم کلاین فلتر نامیده میشود به گفتهی واینر از فرد “ابرمردی” متمایل به جرم، پرخاشگر، ضداجتماعی، دارای بهره هوشی پایین و….میسازد.
برخی از نمونههای ناهنجاری کروموزومی عبارتنداز مونگولیسم، کمبود کروموزوم جنسی و وجود کروموزوم اضافی است که با توجه به عدم تأثیر دو نوع اول در بزهکاری افراد، به توضیح مختصر در خصوص ناهنجاری سوم میپردازیم.
بررسیها نشان داده است که مبتلایان به بیماری کروموزوم اضافیx دارای تمایلات نابهنجار و اختلالات دفاعی و کنشهای بزهکارانه باشند. مبتلایان به این بیماری بیشتر مرتکب دزدی آدمکشی و جرایم جنسی میگردند.
اگر این کروموزوم اضافی در نزد زنان باشد، این حالت عوارض کوتهخردی و ناهنجاری را به همراه داشته و ممکن است موجب بروز جنایت نیز شود. جملگی تحقیقاتی که در این رابطه صورت گرفته است حکایت از پایین بودن آمار بزهکاری زن مبتلا به این عدم تعادل کروموزومی دارند و مثبت رابطه خاص بین کروموزوم اضافی در نزد زنان و بزهکاری نمیباشد.
کروموزوم اضافیy ممکن است به صورت yyx باشد. این نوع


دیدگاهتان را بنویسید